• پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ -
  • 22/10/2020

در گفت و گوی اختصاصی «اقتصاد کرمان» با «محسن جلالپور» مطرح شد

سمت و سوی «صمت» در دوره «رزم حسینی»

به بهانه حضور «علیرضا رزم حسینی» در وزارت صمت با «محسن جلالپور» گفت و گو کرده ایم که تجربه نمایندگی بخش خصوصی به عنوان رییس اتاق بازرگانی ایران را در کارنامه خود دارد،به دشواری های پیش روی وزارتخانه صمت در بخش های سه گانه صنعت،معدن و بازرگانی در شرایط فعلی آگاهی کامل و از علیرضا رزم حسینی شناخت کافی دارد...

مجید نعمت الهی: حال اقتصاد ایران خوب نیست و بازارها در نابسامانی متاثر از «تحریم» و «کرونا» هر روز نوسان و بی ثباتی را تجربه می کنند؛بی هیچ چشم انداز امیدوارکننده ای برای فعالان اقتصادی که زیر بار دشواری تولید و تجارت در چنین شرایطی کمر خم کرده اند.روی دیگر این سکه، مشکلات ساختاری است که اقتصاد ایران از آن رنج می برد؛گره هایی که برافکندن هر کدام از آنها از پای اقتصاد، باور و اراده ای می خواهد که کمتر شاهد آن بوده ایم.به این موارد بیفزایید اینکه در سال آخر فعالیت دولت، وزارتخانه بزرگ صنعت،معدن و تجارت به عنوان متولی بخش های گسترده ای از اقتصاد تا همین چند روز پیش بدون سکاندار مانده بود.احتمالا در دوره ای که «صمت» راهبری نداشت همه ما به این فکر می کردیم که چه کسی بالاخره جرات پذیرش این مسوولیت در شرایط بغرنج کنونی را می یابد که همزمان بتواند از آزمون رای اعتماد مجلس هم با موفقیت بگذرد.گذشت تا اینکه بالاخره نام «علیرضا رزم حسینی» استاندار پیشین کرمان در نامه معرفی گزینه پیشنهادی به مجلس ثبت شد.با همه انتقادهایی که در صحن علنی مجلس از او شد «رزم حسینی» توانست رای موافق مجلس را برای تکیه زدن بر کرسی وزارت صمت کسب و ردای وزارت را به تن کند.راه اما برای کسی که در سوابق خود فعالیت در بخش خصوصی و مدیریت اجرایی در 2 استان کرمان و خراسان را دارد،بسیار ناهموار است و باید منتظر ماند و دید آیا وزیر کرمانی در مجال باقیمانده از دولت در مدیریت صمت، عاقبت به خیرمی شود؟.به بهانه حضور رزم حسینی در وزارت صمت با «محسن جلالپور» گفت و گو کرده ایم که تجربه نمایندگی بخش خصوصی به عنوان رییس اتاق بازرگانی ایران را در کارنامه خود دارد،به دشواری های پیش روی وزارتخانه صمت در بخش های سه گانه صنعت،معدن و بازرگانی در شرایط فعلی آگاهی کامل و از علیرضا رزم حسینی شناخت کافی دارد...
با شناختی که از آقای رزم حسینی دارید به نظر شما چه شد که در این شرایط خاص،حاضر به پذیرش مسوولیت وزارت صمت شدند؟
یاداوری می کنم که پیش از این هم در مقطع دیگری پیشنهاد پذیرش این مسوولیت به مهندس رزم حسینی داده شده بود که با وجود شرایط مطلوبتری که در آن مقطع حاکم بود این اتفاق رخ نداد. بر این اساس اینکه در پایان دولت، ایشان این مسئولیت را پذیرفتند همان طور که خودشان هم گفته اند هم یک فداکاری بود و هم یک الگوی رفتاری از جهت اینکه کارکشور نباید زمین بماند.
زمان تقریبی 9 ماهه تا پایان دولت، به نظر زمان کمی است برای اینکه با وزارتخانه به طور کامل آشنا شوند چه برسد به اینکه بخواهند بر همه امور مسلط شوند و برنامه ای را اجرایی کنند.چه دیدگاهی دارید؟ 
 تصور من این است که آقای رزم حسینی بایستی با مجلس صحبت‏های لازم را کرده باشد که این مسئولیت در صورت امکان در دولت بعدی هم ادامه پیدا کند و در واقع به همینجا ختم نشود. اگر با این دید نگاه کنیم آقای رزم حسینی می‏تواند در این دولت  برای سامان دادن به وضع موجود تا حدی که این مقطع را سپری کنیم برنامه ریزی کند و پایه اقدامات اساسی و برنامه های اصلی خود را را برای دولت بعدی بگذارد.
خاطره ای را برایتان بگویم تا این تفکیک و زمان بندی،بیشتر ملموس شود. اردیبهشت 95 هیات دولت به کرمان آمدند. آن موقع آقای نهاوندیان رئیس دفتر رییس جمهور در دولت یازدهم  و آقای رزم حسینی هم استاندار کرمان بودند. بعد از جلسات روزانه به اتفاق آقای نهاوندیان و یکی دونفر دیگر از مدیران به دیدار آقای «عطا احمدی» رفتیم. دو سه ساعتی با ایشان صحبت کردیم . بعد از این دیدار،شب که میزبان آقای نهاوندیان بودیم  این مطلب را در حضور دوستان و بزرگانی همچون آقای مهدی آگاه و مهدی ایرانی خدمت ایشان در حالی عرض کردم که دولت اول آقای روحانی در سال پایانی خود بود.خدمت دکتر نهاوندیان عرض کردم که در این یک سال باقی مانده کاری که دولت می تواند انجام دهد مدیریت فضای موجود و آماده شدن برای انتخابات است . پیشنهاد من به عنوان آدمی که از شما شناخت درازمدت دارم این است از همین حالا که از کرمان تشریف می برید گروهی را مشخص کنید که جدا از دولت و از مشاوران دولت( آن زمان آقای دکتر نیلی هم مشاور اقتصادی دولت بودند) و خارج از حیطه مسئولیت رسمی که علاقه‏مند به کشور و نظام و دولت هستند تا یک برنامه کامل و جامع در همه ابعاد از صنعت و معدن تا تجارت و خدمات و... برای دولت دوازدهم آماده کنند. اگر آقای روحانی برای دولت بعدی رأی آورد که خودش برنامه را دنبال می کند و اگر رأی نیاورد کاربسیار اساسی و زیربنایی را برای دولت بعدی انجام داده اید که در آغاز راه است. به آقای نهاوندیان یادآوری کردم زمانی که دولت به آقای روحانی تحویل شد، من آن موقع نایب رئیس شما در اتاق ایران بودم و در همه جلساتی که شرکت می کردم دغدغه اصلی شما این بود که ما هیچ استراتژی و برنامه مدونی نداریم.دکتر نهاوندیان تایید کردند که پیشنهاد  خوبی است و حتما برای آن برنامه ریزی می کنیم اما در نهایت اتفاقی نیفتاد.امروز به آقای رزم حسینی همین پیشنهاد را دارم که با پشتوانه رای اعتماد خوبی که از مجلس گرفته اید، غیر از کارهای کوتاه مدت و کارهایی که در این بازه زمانی 9 ماهه و 10 ماهه پایان دولت انجام می دهید فکر کنید که خودتان وزیر بعدی هستید . همین امروز خارج از حیطه مسئولیتی وزارتخانه، یک اتاق فکرمشخص کنید. اگر آقای رزم حسینی همین امروز شروع کنند شاید برای دولت بعدی بتوانند این کار بزرگ را پایه ریزی کنند چون کار ساده ای نیست و برعکس کار ریشه ای و زمان بری است. بنابراین به اعتقاد من مهمترین کاری که شاید آقای رزم حسینی بتوانند انجام دهند پایه گذاری این مساله برای هدایت و راهبری موثر وزارت صمت در دولت آینده است با این امید که انشاالله خود ایشان بتوانند این سمت را در دست داشته باشند و یا در مرتبه و مقامی بالاتر در دولت بتوانند کار را دنبال کنند. به هر حال این یک کار ماندگار است.
وزیر جدید صمت در روزهایی منتهی به حضور در آزمون رای اعتماد مجلس در جمع نمایندگان بخش خصوصی در اتاق ایران حضور یافت و وعده های هفت گانه ای را به فعالان اقتصادی داد؛از حذف بروکراسی و چابک سازی وزارتخانه تا عدم مداخله در بازار.چقدر به این وعده ها خوش بین هستید و اینکه آیا مجموعه شرایط پیش روی وزارت صمت، اجازه خواهد داد وزیر کرمانی صمت، این وعده ها را محقق کند؟
در پاسخ به اینکه آیا ایشان می توانند به وعده هایی که در اتاق بازرگانی دادند عمل کنند یا خیر؟ به اعتقاد من همه آن چیزی که مطرح کرده اند در اختیار وزارت صمت نیست. بخشی ازآن در اختیار بانک مرکزی است. بخشی نیز  در اختیار وزارتخانه های دیگر. یک روزی وزارتخانه عریض و طویل صمت می خواست ادغام شود.من آن موقع نایب رئیس اتاق ایران بودم و آقای نهاوندیان مأموریت داد به چهارنایب رئیس اتاق که هرکدام راجع به یکی از این وزارتخانه هایی که قرار است ادغام شود کارگروهی تشکیل دهند و بگویند چه اتفاقی در فرآیند ادغام این ها باید بیفتد. من آن موقع مسئول کمیته کار و رفاه اجتماعی بودم و آقای اصفهانی مسئول کمیته صنعت معدن و تجارت بود. در جلسات کمیته صنعت و معدن تجارت هم شرکت می کردم و آقای اصفهانی با توجه به شناختی که از من  داشت به حرف و نظر من اهمیت می داد. آنجا یک پیشنهاد را به آن کمیته دادم. گفتم الان که دارید وزارتخانه را ادغام می کنید فقط تلفیق و تجمیع کار نباشد. در واقع همزمان ساختار وزارتخانه را «اصلاح» هم بکنید . بخشی از وظایف این وزارتخانه مربوط به وزارت کشور است. بخشی مربوط به وزارت امور خارجه است و بخشی مربوط به وزارتخانه های دیگر است. اینها را جدا کنید و وزارتخانه را سبک کنید. مثلا سازمان توسعه تجارت در همه جای دنیا با وزارت امور خارجه کار می کند و زیر نظر این وزارتخانه است. یا ستاد تنظیم بازار که عملا رئیس آن وزیر کشور و رئیس ستاد تنظیم در استان ها استاندار است. پس در حیطه وزارت کشور است که ثبات کشور را دنبال می کند. شاید در برنامه جدیدی که آقای رزم حسینی برای وزارتخانه ها می نویسند این تفکیک ها را هم ببینند و درواقع این کار اتفاق بیفتد ولی در پاسخ سوال شما میخواهم بگویم که برخی از این موارد اصلا در اختیار آقای رزم حسینی نیست. رئیس کل بانک مرکزی در مورد مسئله ارز اختیار تام از شورای سه قوه دارد و تصمیماتی که میگیرد حتی در حد یک دولت است نه در حد یک بانک و استاندار و وزیر. بنابراین وزیر جدید صمت دربخش هایی قطعا گرفتاری خواهد داشت و در بخشی هم با روحیه ای که از آقای رزم حسینی سراغ داریم  که بسیار پیگیر و پرتلاش است قطعا به نتیجه خواهند رسید.
با نگاه به مشکلات و چالش هایی که تولید،بازار داخلی و صادرات با آنها روبروست برای کوتاه مدت چه راه و روشی را می توانند در پیش بگیرند؟
توصیه اصلی من به آقای رزم حسینی همان پایه گذاری تدوین یک برنامه راهبردی در حوزه صمت برای آینده است که تاکنون اتفاق نیفتاده است. اما در کوتاه مدت کارهایی می توانند انجام دهند این است که توافقی با مجموعه های ذی نفع در زمینه های تولید،مدیریت بازار و صادرات داشته باشد تا از هرج و مرج فعلی در همه این بخش ها خارج شویم.
این نکته را قبلا هم گفته ام که دوگونه قانون تصویب می شود. یک قانون در فضایی بسته تصویب می شود اما در فضایی بی در و پیکر و بدون نظارت اجرا می شود.طبعا قانونی که در فضای بسته و بدون شور و کارشناسی و کار عمقی تصویب می شود راه مفر و گریزگاه زیادی خواهد داشت. گونه دوم، قانونی است که در یک فضای باز و با حضور و مشورت همه  صاحبان فکر و  به صورت کاملا کارشناسی تدوین می شود، ساعت ها و روزها حتی پس ازینکه پیش نویس آن اتفاق افتاد به سمتی می رود که تا قبل از تصویب نهایی، به صورت مقطعی اجرا شود و در صورت تایید در دستور کار قرار می گیرد.این قانون را می توان سفت و سخت اجرا کرد.
مطلب  دوم اینکه اگر قانون بدی داشته باشیم ولی اجرا شود بهتر از این است که  قوانین خوبی داشته باشیم اما رها شده باشند. در کشور ما با تلفیق هر دوی این موارد روبروییم. یعنی  قوانین و مقررات بدی داریم که رها شده اند.نگرانی من به عنوان یک فعال اقتصادی از رها شدن همین قانون بد است نه حتی از خود قانون بد. ما به قانون بد عادت کرده ایم و پذیرفته ایم که خیلی از قوانین ما کارشناسی نیستند و محصول تصمیم گیری در فضای بسته اند. این «رها کردن قانون» بیچاره کننده است در فضایی که اصلا کسی پیگیر نیست. در زمینه های مختلف این اتفاق افتاده است. سال ها کسانی که قانون را دور زده اند تشویق شده اند و در مقابل سال هاست کسانی که قانون را اجرا کرده اند جریمه شده اند.خیلی از فعالان اقتصادی وقتی به پشت سرشان نگاه می کنند پشت دستشان می زنند که کاش من هم مثل بقیه قانون را اجرا نکرده بودم و متاسفانه طوری در این کشور این قضیه نهادینه شده که اگر روزی یک قانون خوب نوشته شود و خوب هم اجرا شود آدم فکر می کند معجزه ای اتفاق افتاده یا چیزی از چشم افتاده که این اتفاق رخ داده است. پس مسئله دوم مورد تاکید من مخصوصا در حوزه مسوولیت آقای رزم حسینی، اجرای قانون است حتی قانون بد.
مسئله دیگر،عطف بما سبق کردن قوانین است. در هیچ کجای دنیا نمی بینیم واصلا معنا ندارد که قانونی را بنویسند؛ چه خوب چه بد و بعد بخواهند آن را از دوسال قبل اجرا کنند. شما سال 97 یک قانونی داشته اید باید پایبند آن باشید. سال 98 قانونی داشته اید باید به آن پایبند باشید. در تیر ماه 99 قانونی تصویب می کنند و می خواهند آن را از سال 97 اجرا کنند. هیچ منطقی پشت این قضیه وجود ندارد. قانون باید از زمان تصویب اجرا شود.خوب است که ما در قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار پیش بینی کرده ایم سه ماه زودتر به فعالان اقتصادی گزارش داده شود که در همه جای دنیا هم همین است. آقای ترامپ که می خواهد کار خلاف همه اخلاقیات را انجام دهد و ایران را تحریم کند اعلام می کند که من از سه ماه آینده و در فلان تاریخ، تحریم علیه ایران را شروع می کنم.در واقع کسی که می خواهد ما را به شکست برساند سه ماه وقت می دهد و اینقدر انصاف را دارد که فرصتی سه ماهه می دهد تا هرکسی خودش را تطبیق دهد. حالا شما در داخل قانونی تصویب می کنید و نه تنها وقت نمی دهید بلکه از دو سه سال قبل هم می خواهید آن را اجرا کنید.اینها مسایل اصلی است که باید برای آن چاره ای اندیشید.
عرض من این است که آقای رزم حسینی بنا به گفته خودشان به جای مداخله در بازار،دنبال حل این مسائل ریشه ای باشند. اگر این مسایل ریشه ای در کوتاه مدت هم قابل حل نیستند حداقل تصمیماتی که می خواهید بگیرید  را به شور بگذارید، در اجرای آنها جدی باشید و عطف بماسبق هم نکنید. به نظرم اینها کارهای اساسی و لازم است. از طرف دیگرمهمترین مسئله ای که امروز باید آن را حل کرد مسئله ارتباط با دنیاست. تا وقتی که محدود و بسته بمانیم هرچه هم که در خودمان تغییر ایجاد کنیم باز هم تحول محسوسی اتفاق نمی‏افتد. مثالی می زنم.اقتصاد ایران را آب رسوب گرفته ای در یک لیوان تصور کنید. حالا هر وزیری، وکیلی، رئیس جمهوری می خواهد با هم زدن این آب، چیزی حاصل کند که تنها ناسالمی و فساد آن بیشتر آشکار می شود. چاره دراین است که اینقدر آب زلال به آن بیفزاییم که آلودگی آب درون این لیوان محو شود و کم کم به زلالی برسد و این اتفاق در مورد اقتصاد ایران تنها از طریق وصل شدن به اقتصاد و تجارت جهانی رقم می خورد. یعنی اقتصاد ایران،هیچ راهی در درون خودش ندارد تا به سلامت و شفافیت برسد. جهانی شدن و اتصال به جهان، ما  را مسئول و پاسخگو می کند و بازار داخلی را عرصه تقاضا و رقابت می کند.بنابراین  به نظرم کاری که آقای رزم حسینی باید برای عبور از دوره فعلی انجام دهد حداقل ارتباط با کشورهای همسایه است.اگر این مساله در اولویت قرار بگیرد و فضا قدری باز شود، جریان اقتصادی در ایران اندکی زلال تر خواهد شد.
یکی از قوانینی که مسکوت مانده قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار است.وزیر جدید صمت در این مورد چه رویکردی می تواند داشته باشد و چه بازنگری هایی در مورد آن ضروری است؟
احیا و اجرای این قانون مقدماتی دارد. برای روزی که در سال 90 آن را نوشتیم و از آن دفاع کردیم و به خاطر آن کلی به کمیسیون های مجلس رفت وآمد کردیم،خوب بود اما 9 سال از آن موقع گذشته و خیلی چیزها تغییر کرده است بنابراین این قانون هم نیازمند به روز رسانی است. فضای جدیدی که در دنیا به وجود آمده خصوصا فضای پس از کرونا و فضای آنلاین که همه کسب و کارها ناگزیر به حرکت به سمت آن شده اند،نیاز به نگرش جدید دارد. اگر آقای رزم حسینی در بخش صنعت و معدن دنبال شفافیت هستند بایستی فضای آنلاین و استارتاپی و دانش بنیان را جدی بگیرند. باید از سمت و سوی تولید ماده خام و منابع خدادادی به سمت استفاده از افکار ، ایده ها و خلاقیت ها بروند که توانسه اند گره های زیادی را از کار جهان بگشایند. امروز از میان 10 ثروتمند بزرگ دنیا، 10شرکت بزرگ دنیا،10 فعال اقتصادی و کارآفرین بزرگ دنیا حداقل 7 یا 8 مورد آنها در این فضا کار می کنند. امروز در دنیا در حالی که اقتصاد به خاطر کرونا زمین گیر شده ولی شرکت هایی مثل آمازون و مجموعه های مشابه رشد پیدا کرده اند. این ها کارهایی است که آقای رزم حسینی می تواند انجام دهد.تاکید دیگرم در مورد شفاف سازی تصمیم ها و فرآیندها در مجموعه وزارت صمت است. امروز اقتصاد ایران با چالش بزرگی در تصمیم گیری ها  مواجه است. رانت های متعددی در بخش های مختلف تحت سیطره دولت وجود دارد که افراد و جریان هایی را در این سال ها پرورده و چاق و چله کرده است.همین ها جریان پشت پرده تصمیم گیری ها هستند و هر تصمیم درستی را وتو و هر تصمیم غلطی را تایید می کنند.حذف این افکار و جریان ها به واسطه قدرت و نفوذی که پیدا کرده اند کار ساده ای نیست اما با اولویت دادن به صاحبان افکار و ایده های نو و خلاق می توانیم از این فضا عبور کنیم که دیگر تمام انرژی و توان وزیر معطوف به عزل و نصب یک مدیر استانی یا مدیرعامل یک مجموعه صنعتی و معدنی نباشد.
اخبار مرتبط
نظرات شما