• شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ -
  • 07/12/2019

یادداشت

رزم در میانه اقتصاد و سیاست

زمانی که رزم حسینی قدم به این استان سیاست زده‌ی کرمان گذاشت با انبوهی از حجمه های مختلف روبرو شد. برخی وی را منتسب به سپاه می‌دانستند، گروهی وی را از اقشار مرفهین بی‌درد قلمداد می‌کردند، تعدادی هم برچسب دو تابعیتی به ایشان زدند. حتی فراموش نکرده ایم که برخی چهره های سرشناس استان در جلسه تودیع نجار و معارفه ایشان به نشانه اعتراض مجلس را ترک گفتند و برخی دیگر نیز بنای ناسازگاری از جنس جناح بندی های

محمدرضا دهقان پور:

اما رزم حسینی فارغ از تمام این شایعات و اتفاقات، توسعه ی اقتصادی استان را هدف گرفته بود و هر کار که لازم بود انجام داد تا گروهها و تفکرات مختلف را در این امر حیاتی همراه سازد و توسعه اقتصادی را دغدغه ی ذهن اقشار مختلف نماید. 
از جمله اقداماتی که رزم حسینی برای تحقق توسعه اقتصادی در همان ابتدا برداشت، تکرار و نهادینه سازی جملاتی همچون انداختن فرش قرمز سرمایه گذاری زیر پای سرمایه گذاران، تکریم بی چون و چرای کارآفرینان و دادن لقب مجاهد و سرباز اقتصادی به سرمایه گذاران بود. در حالی که هنوز در جامعه ما به سرمایه گذار نگاه خوبی وجود ندارد. علاوه بر این، برای قدرت دادن به استان در تصمیم گیریها و حذف بروکراسی های زائد و فاسد اداری در جهت جذب سرمایه ها تلاش های بسیاری نمود. همچنین در ادامه نیز با طرح مثلث توسعه اقتصادی و تشکیل زونهای مختلف و سپردن آنها به معینهای اقتصادی سعی کرد تا ارکان جامعه را برای هدفی مشخص گرد هم آورد. 
سفرهای پی در پی درون استانی و برون استانی نشان دهنده این بود که رزم حسینی برای توسعه حد و مرزی نمی شناسد و تلاش می کرد تا با از بین بردن شکاف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیرساختی زمینه ی یک توسعه متوازن را مهیا سازد. فارغ از اینکه تفکر توسعه ی متوازن درست یا اشتباه است نمی توان تلاشهای شبانه روزی وی را نادیده گرفت. 
ورود استاندار سابق به برخی مسائل مثل سرکشی به پروژه های شهری دو معنی در خود نهفته داشت یکی اینکه به متولیان امر هشدار دهد که هرگونه غفلت و کم کاری از چشمش دور نخواهد ماند و دوم تلاش برای توسعه اقتصادی را از میزهای کنفرانس و کاغذهای انباشته در کتابخانه ها به میدان عمل آورد. در حالی که این فعل برای اغلب مسئولین بیشتر جنبه ی نمایشی دارد و عمدتاً کمتر این بازدیدها را سرزده، بدون خبرنگار و خارج از ساعت اداری انجام می دهند تا به مردم بگویند آسوده بخوابید که ما بیداریم!
ارتباط مستمر و پیوسته با رسانه ها و مطبوعات نیز ناشی از هوش بالای رزم حسینی بود. اغلب مسئولین از قدرت این ابزارها غافلند و بیشتر سوژه ی رسانه ها هستند تا خوراک دهنده به آنها. 
در حالی که یکی از خواص ایشان که در تفکراتش نمود بسیاری داشت همراه کردن رسانه ها در مسیر توسعه اقتصادی بود که از این طریق قصد داشت اهداف عالیه خود را در جامعه نهادینه نماید تا پشتوانه مردمی برای تحقق پیدا کند.
شور و شوقی که رزم حسینی در جوانان ایجاد کرد و بهایی که به آنها میداد کم نظیر بوده است. برگزاری ساعتها جلسه با جوانان (به ظاهر کم تجربه) شنیدن حرفهای آنها و پیگیری خواسته و نظرات ایشان تنها از عهده ی وی بر می آمد. 
از همه ی اینها مهمتر تفکر و ساختار فکری رزم حسینی بود. ساختاری مجهز به قواعد اقتصادی که نه آلوده به تفکر بی انگیزه و فرصت سوز دولتیها و نه همنشین با افکار رویایی و غیرعملی دانشگاهیان بود. رزم حسینی تفکری کاملاً عملیاتی داشت، نه توجیه دانشگاهیان را متوجه می شد و نه قرابتی با افکار دولتیها داشت. کمتر مسئولی میتوان یافت که برای دستیابی به توسعه اقتصادی دست به دامن افراد با افکاری شود که بویی از توسعه نبرده اند تا بتواند از قدرت و موقعیت آنها برای تحقق اهداف خود استفاده نماید. 
همه مواردی که تاکنون بدان اشاره شد و هزاران اقدام دیگری که میتوان مطرح کرد تنها گوشه ای از عمکرد مطلوب استاندار کرمان در 5 سال اخیر بوده است. اما به جهت تکمیل ابعاد موضوع شاید بد نباشد به نتایج و اثرات برخی اقداماتی که قاعدتاً با نیت نیکویی اجرا شده اند، اشاره نمود.
یکی از مهمترین دستاوردهای استاندار مدل اقتصاد مقاومتی بوده است که ابتدا با هدف قرار گرفتن معین های اقتصادی (بنگاه های اقتصادی بزرگ) در مناطق مختلف استان و بررسی ظرفیت های اقتصادی منطقه و ارائه راهکار مبنی بر چگونگی بهره برداری از این فرصتها با کمک مردم بومی منطقه بوده است. اوایل، کار به درستی پیش می رفت اما در میانه راه شکل و شمایل موضوع تغییر کرد و بنگاه های اقتصادی ضمن حضور در مناطق از فرصتهای آن بیشتر به نفع مجموعه خودشان بهره برداری نمودند. 
تنها اتفاقی که افتاد این بود که پروژه های نیمه تمام یا جدید برخی بنگاه های اقتصادی به نام اقتصاد مقاومتی با سرعت بیشتری دنبال شد و در بسیاری موارد به نتیجه رسید. در واقع یک جریان اقتصادی در منطقه شکل گرفت اما نه بومی بود نه مردمی. در برخی مناطق هم معین های اقتصادی به افتتاح طرح های توسعه خود در قالب این مدل پرداختند و از گردش درآمدی آنها چیز زیادی نصیب استان نشد. به طور مثال در گزارش مالی 1396 دو بنگاه گل گهر و مس سرچشمه بالغ بر 7 هزار میلیارد تومان درآمدزایی صورت گرفته است که به جرأت می توان گفت حتی 5 درصد این رقم هم در استان رسوب نکرد. با اینکه از منابع، امکانات، انرژی و نیروی انسانی استان استفاده شده اما این درآمدها از استان خارج شده و خواهد شد. 
طی پیگیری های مستمر استاندار بخشی از حساب پیمانکاران این شرکتها به استان منتقل شد که قاعدتاً با استعفای ایشان این حسابها هم از استان خارج خواهد شد. بهتر بود به جای انباشت حساب در بانکها، تلاشی در جهت تشکیل صنایع پائین دستی و تأمین کننده در قالب شرکت پروژه هایی با سرمایه های مردمی می شد که به راحتی هم قابل حذف شدن نباشند.
استاندار کرمان منتسب به هیچ گروه و حزبی نبود که میتوان برای این موضوع شهادت داد اما مشارکت شرکتهای وابسته به سپاه در پروژه های شهری کرمان با وساطت شخص استاندار و سرسپردگی شهردار وقت شاید در شرایط رکودی یک حسن باشد اما وام دار شدن شهرداری و شورای شهر به مدت طولانی به شرکتهای این چنینی قطعاً هم تبعات زیادی به دنبال خواهد داشت و هم در بلندمدت موجب ضعیف شدن و حذف بخش خصوصی واقعی می شود. 
شاید اگر تحمل بیشتری در به ثمر رسیدن اهداف می شد و بخش خصوصی واقعی وارد میدان می شد، در بلندمدت آثار بهتری داشت. یکبار اوایل انقلاب این موضوع در کشور تجربه شد یعنی دولت برای سرعت بخشیدن به خرابی های پس از جنگ و تأمین زیرساختها، میدان را از بخش خصوصی واقعی گرفت و در اختیار نظامیان قرار داد که نتیجه کار هم مشهود است. یکی از بارزترین نتایج این بود که هیچ وقت بخش خصوصی واقعی در کشور جان نگرفت و رشد نکرد. 
رزم حسینی تمام تلاش خود را برای کم کردن مسیر پر پیچ و خم بروکراسی صدور مجوزهای سرمایه گذاری در کرمان به کار بست اما متأسفانه وجود برخی عوامل این امر را تقریباً به نتیجه قابل قبولی نرساند. این عوامل عبارتند از: وجود قوانین و مقررات متعدد، کهنه و بعضاً متضاد، قدرت پائین استان ها در تصمیم گیری های فنی، عدم وجود زیرساختهای مناسب فناوری، عدم تسلط متولیان امر به دانش روز و تکنولوژیهای نوین و اقدامات تجربه شده در دنیا و غیره. 
البته به دستور استاندار قرار بود این موضوع در قالب پنجره واحد سرمایه گذاری در استان سروسامان یابد اما به دلایل مختلف این موضوع ابتر ماند یا به عبارت دیگر به شیوه تقریباً اشتباهی دنبال شد و نهایتاً به جایی نرسید. نهایتاً نه پنجره ای باز شد نه فرش قرمزی گسترده شد و سرمایه گذاران همچون مثل قبل سرگردان سازمانها می شوند و یا پشت در جلسه ای به نام پنجره واحد (!!) منتظر می مانند.  
استاندار کرمان در اوایل دوره صدارت خود توجهی به آمار و ارقام دستگاه های دولتی نداشت و معتقد بود که بایستی این آمار در واقعیت لمس و درک شوند نه لزوماً در اسناد و مدارک بیاید. به طوری که در جلساتی که با حضور معین های اقتصادی برگزار می شد آمارهای ایشان از سوی استاندار مورد سوال قرار میگرفت با این مضمون که این آمار در واقعیت رخ داده یا تنها روی کاغذ وجود دارد. اما کم کم بخش اعظم این جلسات اختصاص به آمار و ارقام دستگاه های دولتی داشت و هر روز هم نرخ رشد اقتصادی و سرمایه گذاری در حال رشد شتابان بود و آمار بیکاری رو به نزول. 
قسمت بحث برانگیز موضوع این بود که استاندار کرمان با سبقه ای که در امور اقتصادی داشت چگونه این آمار را به راحتی می پذیرفتند. همه چیز روی کاغذ رو به رشد بود و در واقعیت رو به افت. متأسفانه این مشکل ریشه ای در کشور ماست نه فقط در استان کرمان. دستگاه های دولتی تمام تلاش خود را برای تولید آمار (به ظاهر واقعی) می کنند و نهایتاً به آمار دستوری ختم می شوند. انتظار می رفت استانداری که برخواسته از بخش خصوصی بود در مقابل تولید اینگونه آمار مقاومت کند و اجازه ندهد جلساتی که می توانست نتیجه بهتری داشته باشد بمباران این چنین آمارهایی بشود. 
 
کلام آخر
از نظر نویسنده با تمام این اوصاف رزم حسینی جزء معدود استاندارانی بود که آلوده ی سیاست نبود و تمام تلاش خود را برای توسعه استان کرد. سخنرانی های ایشان که قاعدتاً در تاریخ هم به جا خواهد ماند گواهی بر این مدعاست که استاندار روحیه ی توسعه گرایانه داشت. اما موانع پیش روی ایشان که عمدتاً ساختاری، فکری و ذهنی هستند مانع از پیشرفت کار می شد. از این حیث که جامعه ی امروز ما به لحاظ فکری آماده توسعه نیست. قوانین ما توسعه گرایانه نیست. مدیران و مسئولین ما کمتر با مفاهیم توسعه آشنایی دارند. 
امید است در آینده ای نه چندان دور استانداری از جنس رزم حسینی بر سر کار بیاید که بخش خصوصی را بفهمد و برآمده از دل آن باشد. کسانی که عمر خود را صرف میزهای دولتی و تخته های دانشکاهی نموده اند هیچ گاه نمی توانند استان و کشوری را به سمت توسعه ببرند، باعث رشد سرمایه گذاری ها و افزایش تولید شوند چرا که چنین معانی در ذهن آنها وجود ندارد!.
 
* دبیر شورای سیاستگذاری اقتصاد کرمان
 
اخبار مرتبط
نظرات شما