شاید مهمترین تصویری که از روزهای اخیر باقی بماند، نه آمار خسارتها باشد و نه بحثهای فنی درباره زیرساختها.تصویر اصلی، میلیونها کاربری است که آدرس پیامرسانهای مختلف را برای هم میفرستند، راههای ارتباطی جایگزین میسازند و از یکدیگر میپرسند: «اگر اینترنت قطع شد، کجا پیدات کنم؟»...
در ایرانِ این روزها، هنوز هیچ دکمهای برای قطع اینترنت فشرده نشده اما میلیونها نفر از قبل در حال آماده شدن برای روزی هستند که شاید ارتباطشان با جهان، کارشان، خانوادهشان و حتی بخشی از زندگی روزمرهشان ناگهان قطع شود. «اگر اینترنت قطع شد اینجا پیام بدین باهامون در ارتباط باشید»، «شمارهات را بفرست»، «آدرس ایتا و بله ما اینه»، «اگر ارتباط قطع شد از طریق این شماره خبر بده یا پیگیری کن» و ... اینها فقط چند جمله از هزاران پیامی است که در روزهای اخیر و همزمان با بالا گرفتن تنشهای منطقهای و احتمال قطع مجدد اینترنت در شبکههای اجتماعی دست به دست شده است؛ جملاتی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند اما پشت آنها نوعی نگرانی عمیق و فراگیر خوابیده است؛ «نگرانی از اینکه مبادا دوباره اینترنت قطع شود.» در شبهایی که اخبار مرتبط با تنش های نظامی در منطقه با سرعت منتشر میشود و کاربران با اضطراب تحولات را دنبال می کنند، فضای اینستاگرام، تلگرام و دیگر شبکههای اجتماعی پر شده از استوریها و پستهایی که یک مضمون مشترک دارند: «اگر اینترنت قطع شد چه کنیم؟» چه کنیم که اقتصادمان، اجتماعمان رو به زوال نرود و بتوانیم در ارتباط بمانیم. برخی کاربران آدرس خود در پیامرسانهای داخلی را منتشر میکنند. بعضیها شماره تلفن جایگزین میگذارند. گروهی دیگر راههای ارتباطی مختلف را با دوستان و اعضای خانواده هماهنگ میکنند. حتی کسبوکارهای کوچک نیز تلاش میکنند مشتریان خود را به کانالها و بسترهای جایگزین هدایت کنند تا در صورت بروز اختلال، ارتباطشان به طور کامل از بین نرود. این حجم از واکنشها نشان میدهد که برای بخش بزرگی از جامعه، موضوع قطع اینترنت دیگر یک احتمال دور از ذهن نیست؛ بلکه تجربهای است که آنقدر تکرار شده که به محض بروز هر بحران یا تنش سیاسی و امنیتی، ترس از تکرار آن نیز فعال میشود. اضطرابی که از مردم به مسئولان رسیده است این نگرانی فقط در شبکههای اجتماعی دیده نمیشود. مسئولان نیز بارها به آن اشاره کردهاند. وزیر ارتباطات اخیراً گفته است یکی از سوالاتی که به دفعات از او پرسیده میشود این است که «آیا اینترنت قطع خواهد شد؟» یا «چه زمانی ممکن است اینترنت قطع شود؟» خبرنگاران نیز در مواجهه با مسئولان بارها این پرسش را مطرح کردهاند و شهروندان در گفتوگوهای روزمره خود مرتب درباره احتمال اختلال یا قطع اینترنت صحبت میکنند. این وضعیت نشان میدهد مسئله اینترنت دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا ارتباطی نیست؛ بلکه به بخشی از احساس امنیت روانی جامعه تبدیل شده است. استوریهایی که بیشتر از هر نظرسنجی حرف میزنند شاید هیچ آمار رسمی نتواند به اندازه استوریها و پیامهای این روزهای کاربران، میزان نگرانی عمومی را نشان دهد. کافی بود شایعهای درباره احتمال اختلال منتشر شود تا موجی از توصیهها شکل بگیرد؛ از ذخیره شماره تلفنها گرفته تا معرفی پیامرسانهای مختلف، از دانلود نقشههای آفلاین تا هماهنگی برای ارتباط در شرایط اضطراری. حتی بسیاری از کاربران که سالها از پیامرسانهای داخلی استفاده نمیکردند، ناگهان آدرس حسابهای خود را منتشر کردند؛ نه از سر علاقه، بلکه برای اینکه در صورت قطع شدن راههای ارتباطی فعلی، روزنهای برای تماس باقی بماند.در واقع مردم پیش از آنکه اینترنت قطع شود، شروع به مدیریت پیامدهای احتمالی آن کردهاند. طنز؛ راهی برای کنار آمدن با یک نگرانی جدی مثل بسیاری از بحرانهای دیگر، طنز هم خیلی زود وارد میدان شد.در میان انبوه استوریها و پستها، کاربران با شوخی و کنایه درباره قطع اینترنت حرف میزدند. یکی خطاب به مسئولان نوشته: «ما قول میدیم گول رسانههای بیگانه رو نخوریم، فقط اینترنت رو قطع نکنید.» شوخیها فراوان است اما پشت خندهها، نگرانی واقعی دیده میشد. طنز در اینجا نه نشانه بیاهمیت بودن مسئله، بلکه روشی برای تحمل اضطراب جمعی بود. وقتی نااطمینانی از خودِ قطعی آسیبزاتر میشود شاید مهمترین مسئله فقط احتمال قطع اینترنت نباشد؛ بلکه فضای نااطمینانی پیرامون آن باشد. فعالان اقتصادی نمیدانند آیا فردا میتوانند به مشتریان خود دسترسی داشته باشند یا نه. فریلنسرها مطمئن نیستند ارتباطشان با کارفرمای خارجی برقرار خواهد ماند یا خیر. خانوادهها نمیدانند در شرایط بحرانی چگونه با یکدیگر در تماس خواهند بود.در چنین شرایطی، حتی اگر قطعی رخ ندهد، خودِ انتظار برای وقوع آن هزینههای روانی و اقتصادی ایجاد میکند. نااطمینانی، تصمیمگیری را مختل میکند. سرمایهگذاری را به تعویق میاندازد. کسبوکارها را محتاطتر میکند و احساس بیثباتی را در جامعه گسترش میدهد. در سالهای گذشته اینترنت از یک ابزار جانبی به زیرساخت اصلی زندگی روزمره تبدیل شده است. کار، آموزش، خرید، بانکداری، حملونقل، خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی و حتی سرگرمی میلیونها نفر به این بستر وابسته شده است. به همین دلیل هرگونه اختلال گسترده دیگر فقط یک مسئله فنی نیست؛ بلکه مستقیماً بر اقتصاد و زندگی اجتماعی اثر میگذارد. بر اساس اعلام افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، قطع اینترنت بینالمللی میتواند روزانه بین ۳۰تا ۴۰میلیون دلار خسارت مستقیم و تا ۸۰میلیون دلار خسارت غیرمستقیم به اقتصاد کشور وارد کند. همچنین وزیر ارتباطات پیشتر گفته بود برآوردهای اولیه نشان میدهد روزانه بیش از ۵۰۰میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال کشور خسارت وارد میشود. گزارشهای مختلف نیز از افت شدید فروش کسبوکارهای آنلاین، آسیب به مشاغل خانگی، کاهش درآمد فریلنسرها و افزایش تعدیل نیرو در دورههای اختلال اینترنت خبر دادهاند. جامعهای که مدام نگران قطع ارتباط است شاید مهمترین تصویری که از روزهای اخیر باقی بماند، نه آمار خسارتها باشد و نه بحثهای فنی درباره زیرساختها.تصویر اصلی، میلیونها کاربری است که پیش از وقوع هر اتفاقی، با عجله شماره تلفن ردوبدل میکنند، آدرس پیامرسانهای مختلف را برای هم میفرستند، راههای ارتباطی جایگزین میسازند و از یکدیگر میپرسند: «اگر اینترنت قطع شد، کجا پیدات کنم؟» به گزارش اقتصادنیوز، این پرسش ساده، شاید دقیقترین توصیف وضعیت این روزهای جامعه باشد؛ جامعهای که بیش از هر چیز با نااطمینانی زندگی میکند و هر بار که تنشها در منطقه افزایش مییابد، اضطراب قطع شدن ارتباط دوباره به صدر نگرانیهایش بازمیگردد.شاید امروز مسئله اصلی فقط اینترنت نباشد؛ مسئله، اطمینانی است که هر بار کمتر از قبل در دسترس قرار میگیرد.