printlogo


چرا شناسایی نوابغ حیاتی است؟
اقتصادِ استعداد
اقتصادِ استعداد
کد خبر: 13849
براساس تحلیلی از صندوق بین المللی پول که به معرفی حوزه نوظهور «اقتصاد استعداد» می پردازد، سیاست‌های هوشمندانه‌ای که به افراد کمک می‌کند تا پتانسیل‌های خود را درک کنند، می‌توانند برای کل جوامع بازی را تغییر دهد...
از ماشین چاپ گرفته تا ماشین بخار و تراشه های نیمه هادی، هر جهش بزرگ در پیشرفت بشر توسط ایده‌ها هدایت شده است؛ اما ایده‌ها در خلا ظاهر نمی‌شوند؛ آنها از انسان‌ها می‌آیند، و در میان آنها اغلب با استعدادترین ذهن‌ها مرزهای ممکن را جابجا می‌کنند.
صندوق بین‌المللی پول (IMF) در گزارشی تحلیل می‌کند که این مساله، استعداد را به یکی از باارزش‌ترین منابع جهان تبدیل می‌کند که می‌تواند باعث نوآوری و رشد شود. کشورهایی که بهترین ذهن‌ها را پرورش دهند به برتری رقابتی می‌رسند. و آنهایی که در انجام اینکار شکست می‌خورند، نه‌تنها پیشرفت خود را کاهش می‌دهند بلکه به جهان نیز زیان می‌رسانند. هر نبوغی که به کار گرفته نشود کشفی است که هرگز رخ نمی‌دهد، فناوری است که هرگز پدیدار نمی‌شود و حوزه‌ای است که هرگز شکوفا نمی‌شود. ایده تحول آفرین بعدی، که می‌تواند درمانی برای یک بیماری یا یک فناوری انقلابی باشد ممکن است از هر کجا بیاید؛ اما تنها در صورتی که به ذهن‌های زیبا فرصت داده شود تا به پتانسیل کامل خود دست یابند.
زیان کشورها از کشف نشدن استعدادها
جوامع به‌شدت علاقه‌مند به گسترش فرصت‌ها برای تبدیل افراد به دانشمندان، مخترعان و کارآفرینان هستند. روچیر آگاروال و پاتریک گوله، دو اقتصاددان حوزه اقتصاد دانش، به بررسی آنچه «معادله گمشده» می‌نامند پرداخته‌اند؛ بهترین راه شناسایی، پرورش و توانمندسازی نوابغ جوان چیست؟ نادیده گرفتن حتی یک فرد بااستعداد می‌تواند به معنای قربانی کردن بینش‌هایی باشد که می‌تواند کل حوزه را متحول کند. اقتصادهای درحال توسعه اغلب در شناسایی به موقع استعدادهای خود ناکام می‌مانند و اجازه می‌دهند که این ظرفیت‌های بالقوه، بلااستفاده بمانند.
راز نهفته ماندن استعدادها
تاباتا آمارال، سیاستمدار برزیلی را در نظر بگیرید؛ یک کودک نابغه از یک خانواده متوسط که به یکی از چهره‌های برجسته در سیاست تبدیل شد، و همه این‌ها به لطف المپیادهای ریاضی مدارس دولتی ممکن شد. اما مورد او بسیار نادر است؛ استعدادهای نهفته در سراسر جهان اغلب کشف نشده می‌مانند؛ که علت آن عدم توانایی نیست، بلکه نبود فرصت است. داده‌ها نیز این واقعیت را تایید می‌کنند؛ تحقیقات خاویر جاراول از دانشکده اقتصاد لندن و همکارانش نشان می‌دهد که «دسترسی به آموزش، سطح درآمد خانواده و شبکه‌های اجتماعی تعیین می‌کنند که چه کسی مخترع می‌شود».
بسیاری از کودکان این توانایی را دارند، ولی شرایط لازم برای تحقق بخشیدن به توانایی‌شان را ندارند. ولی هزینه اقتصادی عدم بهره برداری از این استعدادها سرسام آور است؛ اگر جوانان بااستعداد در سراسر جهان دسترسی برابر به منابع مورد نیاز برای توسعه پتانسیل خود داشته باشند بازده علمی جهانی می‌تواند به‌طور چشمگیری افزایش باید و به نفع همه باشد.
تیغ دو لبه هوش مصنوعی
هوش مصنوعی نیز بعد جدیدی به این چالش اضافه می‌کند. به گفته مارینا تاوارس، اقتصاددان صندوق بین‌المللی پول، هوش مصنوعی می‌تواند هم پتانسیل انسانی را تقویت کند و هم فضا برای نوآوری را کاهش دهد. اگر این تکنولوژی عاقلانه استفاده شود، می‌تواند استعداد را در مقیاسی بی‌سابقه تقویت کند؛ ولی اگر به درستی مدیریت نشود می‌تواند قدرت را در دست افراد محدودی متمرکز کند و پیشرفت‌های خلاقانه را محدود سازد.
در همین حال، ویلیام کر از دانشگاه هاروارد نیز استدلال می‌کند که کشورهایی که در جذب و حفظ استعدادهای برتر عملکرد بهتری دارند، موقعیت مناسب‌تری برای مواجهه با فشارهای جمعیتی چون پیری جمعیت و کاهش رشد بهره وری دارند. رقابت جهانی برای استعدادها تنها به دنبال یافتن باهوش‌ترین ذهن‌ها نیست، بلکه به معنی تضمین آینده اقتصادی است.
اهمیت آموزش در کشورهای محروم
به گزارش اکوایران، شناسایی افراد برجسته، به خصوص در کشورهای محروم، بسیار مهم است. ولی گسترش دسترسی به آموزش نیز به همان اندازه اهمیت دارد. تقویت آموزش متوسطه و فراتر از آن، مجهز کردن جوانان به مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و ایجاد فضاهایی که خلاقیت و توانایی حل مساله را پرورش دهند نیز می‌تواند به کاهش نابرابری فرصت‌ها کمک کند.
«اقتصاد استعداد» حوزه‌ای نوظهور است، ولی یک چیز واضح است؛ سیاست‌های هوشمندانه که به مردم کمک می‌کند پتانسیل‌های خود را بشناسند می‌تواند شرایط را برای کل جامعه تغییر دهد.
لینک مطلب: http://eghtesadkerman.ir/News/item/13849