printlogo


گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس؛
نقش «دیاسپورا» در مسیر توسعه
نقش «دیاسپورا» در مسیر توسعه
کد خبر: 15293
ظرفیت ایرانیان خارج از کشور چگونه فعال می‌شود؟. جوامع دور از وطن یا آن‌طور که در اصطلاح به دیاسپورا معروف است، نقش مهمی در ارتقای حکمرانی کشورها دارند و به موضوعی راهبردی در سیاستگذاری کشورها بدل شده است...
جوامع دور از وطن یا آن‌طور که در اصطلاح به دیاسپورا معروف است، نقش مهمی در ارتقای حکمرانی کشورها دارند و به موضوعی راهبردی در سیاستگذاری کشورها بدل شده است. ایران بنا بر آمار رسمی دبیرخانه شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، بیش از ۵‌میلیون نفر جمعیت دور از وطن دارد که در سراسر جهان پراکنده‌اند. این گروه با داشتن سرمایه انسانی غنی می‌تواند در جهت پیشرفت کشور بسیار موثر باشد.
تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد لازمه بهره‌گیری از ظرفیت جوامع دور از وطن تغییر نگاه تهدیدمحور به فرصت‌محور است. به‌عنوان نمونه هند با درک اهمیت این موضوع در سال ۲۰۰۴ وزارت امور هندی‌های خارج از کشور را تاسیس کرد و توانست از نقش مهاجران خود بهره ببرد که به‌صورت مشخص در موفقیت توافق هسته‌ای این کشور با آمریکا نمایان بود. چین، کره‌جنوبی و ایرلند از دیگر نمونه‌های موفقی هستند که با تسهیل سازوکارهای نهادی به جلب مشارکت نیروهای مهاجر خود پرداختند. با توجه به تجربه کشورهای مختلف، مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی پیشنهاد می‌کند کشور برای استفاده از پتانسیل جوامع دور از وطن علاوه بر تدوین قانون جامع و ارتقای نهاد تخصصی قدرتمند برای مدیریت منسجم امور دیاسپورا، باید در سطح سیاستی به طراحی برنامه‌های عملی برای جلب اعتماد و مشارکت این جوامع بپردازد. همچنین بر لزوم توجه به تنوع و گوناگونی جامعه ایرانیان خارج از کشور و طراحی برنامه‌های مناسب با این تنوع تاکید می‌کند.
در سال‌های اخیر، مفهوم «دیاسپورا» یا جامعه مهاجران یک کشور که در خارج از مرزهای آن زندگی می‌کنند، از یک پدیده صرفا اجتماعی به یک متغیر مهم در تحلیل‌های اقتصادی و حکمرانی تبدیل شده است. بسیاری از کشورها دریافته‌اند که دیاسپورا فقط به معنای خروج سرمایه انسانی نیست، بلکه می‌تواند به فرصتی برای تقویت اقتصاد، بهبود کیفیت حکمرانی و حتی بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود. تجربه کشورهایی مانند هند، ایرلند، کره‌جنوبی و حتی برخی اقتصادهای نوظهور نشان می‌دهد که اگر ارتباط نظام‌مند و هدفمند با دیاسپورا برقرار شود، این جامعه می‌تواند نقش‌های کلیدی ایفا کند.
در میان نقش‌های متعدد، شاید ملموس‌ترین نقش دیاسپورا، انتقال دانش، تجربه و استانداردهای حکمرانی است. بخش قابل‌توجهی از مهاجران در محیط‌هایی زندگی و کار می‌کنند که نظام‌های اداری کارآمدتر، شفاف‌تر و پاسخ‌گوتر دارند. حضور این افراد در دانشگاه‌ها، شرکت‌های بزرگ، نهادهای بین‌المللی و مراکز تصمیم‌سازی، آنها را با شیوه‌های نوین سیاستگذاری، مدیریت عمومی و تنظیم‌گری اقتصادی آشنا کرده است. بازگشت فیزیکی یا حتی ارتباط مستمر فکری این گروه با کشور مبدأ می‌تواند به انتقال این تجربه‌ها کمک کند. مشاوره در تدوین سیاست‌ها، مشارکت در اتاق‌های فکر یا حتی نقد کارشناسی سیاست‌های جاری از سوی دیاسپورا، می‌تواند به تدریج کیفیت تصمیم‌گیری و حکمرانی را ارتقا دهد و فاصله میان سیاستگذاری داخلی و استانداردهای جهانی را کاهش دهد.
تقویت سرمایه‌گذاری، کارآفرینی و پیوند با اقتصاد جهانی نقش دیگری است که دیاسپورا می‌تواند ایفا کند. مهاجران معمولا به شبکه‌های مالی، تجاری و فناوری در کشورهای میزبان دسترسی دارند که برای بسیاری از بنگاه‌ها و دولت‌های داخلی دست‌نیافتنی است. سرمایه‌گذاری مستقیم دیاسپورا، راه‌اندازی کسب‌وکارهای مشترک، انتقال فناوری و حتی تسهیل صادرات، از کانال‌هایی است که می‌تواند رشد اقتصادی را شتاب دهد. نکته مهم آن است که سرمایه دیاسپورا صرفا پول نیست، بلکه ترکیبی از سرمایه مالی، اعتبار بین‌المللی و دانش است. در کشورهایی که محیط کسب‌وکار به‌تدریج اصلاح شده، دیاسپورا اغلب نقش سرمایه‌گذار پیشرو را ایفا کرده و راه را برای ورود سایر سرمایه‌گذاران خارجی هموار ساخته است.
سومین نقش کلیدی دیاسپورا، اثرگذاری بر تصویر بین‌المللی کشور و تقویت سرمایه اجتماعی فرامرزی است. اعضای دیاسپورا، به‌ویژه نخبگان علمی، اقتصادی و فرهنگی، می‌توانند به نوعی سفیران غیررسمی کشور مبدا تبدیل شوند. روایت آنها از تحولات داخلی، ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی و حتی مطالبات اصلاحی، بر نگاه دولت‌ها، رسانه‌ها و افکار عمومی کشورهای میزبان تاثیر می‌گذارد. این نقش در شرایطی که یک کشور با چالش‌های سیاسی یا اقتصادی روبه‌رو است، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. دیاسپورای فعال و سازمان‌یافته می‌تواند پل گفت‌وگو میان داخل و خارج باشد، سوءبرداشت‌ها را کاهش دهد و زمینه تعامل سازنده‌تر با جهان را فراهم کند.
از وزارت دیاسپورا تا تسهیل سرمایه‌گذاری
مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی با عنوان «مروری بر تجارب جهانی در بهره‌گیری از ظرفیت جوامع دور از وطن (دیاسپورا) در نظام حکمرانی» به بررسی نقش فزاینده دیاسپورا در تقویت حکمرانی و توسعه ملی پرداخته و نشان داده است که چگونه برخی کشورها توانسته‌اند از این ظرفیت به‌صورت هدفمند و سازمان‌یافته استفاده کنند. این گزارش با مرور تجربه چهار کشور هند، چین، کره‌جنوبی و ایرلند، تصویری روشن از تغییر نگاه دولت‌ها به جوامع مهاجر و نتایج عملی این تغییر رویکرد ارائه می‌دهد.
هند تا پیش از دهه۱۹۹۰ میلادی، سیاست مشخصی در قبال هندی‌های مقیم خارج از کشور نداشت و نقش این جوامع در راهبردهای کلان دولت چندان جدی گرفته نمی‌شد. اما با تحولات اقتصاد جهانی و افزایش وزن مهاجران هندی در حوزه‌های فناوری، مالی و سیاست، دهلی‌نو به اهمیت راهبردی دیاسپورا پی برد. نقطه عطف این تغییر، تاسیس وزارت امور هندی‌های خارج از کشور در سال۲۰۰۴ بود؛ نهادی که ماموریت آن ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف و طراحی برنامه‌هایی برای مشارکت فعال مهاجران بود. ثمره این رویکرد، نه‌تنها در جذب سرمایه و دانش، بلکه در عرصه سیاست خارجی نیز آشکار شد. نقش لابی هندی‌های مقیم آمریکا در پیشبرد توافق هسته‌ای هند و آمریکا، نمونه‌ای شاخص از تاثیرگذاری دیاسپورا بر منافع ملی این کشور به شمار می‌رود.
چین نیز تجربه‌ای متفاوت اما قابل‌توجه دارد. این کشور در دوران انقلاب فرهنگی نگاهی منفی به چینی‌های مقیم خارج داشت، اما با آغاز اصلاحات اقتصادی در اواخر دهه۱۹۷۰، این نگاه به‌طور بنیادین تغییر کرد. دولت چین با تاسیس کمیسیون امور چینی‌های خارج از کشور و تدوین سیاست‌های تشویقی، تلاش کرد سرمایه و تخصص این گروه را به اقتصاد داخلی جذب کند. ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، ارائه معافیت‌های مالیاتی و تسهیل سرمایه‌گذاری، از جمله ابزارهایی بود که مشارکت دیاسپورا را تقویت کرد. همزمان، چین از ظرفیت فرهنگی جوامع دور از وطن نیز بهره گرفت و با راه‌اندازی موسسات کنفوسیوس در کشورهای مختلف، دیپلماسی فرهنگی و نفوذ نرم خود را گسترش داد.
کره‌جنوبی نیز پس از سال‌ها بی‌توجهی به جوامع مهاجر، به‌ویژه پس از بحران مالی۱۹۹۷، به اهمیت این سرمایه انسانی پی برد. تصویب قانون مربوط به وضعیت قانونی کره‌ای‌های خارج از کشور در سال۱۹۹۹، چارچوب حقوقی روشنی برای مشارکت آنها در اقتصاد و جامعه کره فراهم کرد. تاسیس بنیاد کره‌ای‌های خارج از کشور نیز به تقویت پیوندهای فرهنگی و اجتماعی کمک کرد و زمینه بازگشت یا همکاری گسترده‌تر مهاجران را فراهم ساخت.
ایرلند، با سابقه طولانی مهاجرت، الگویی متفاوت اما موفق ارائه داده است. این کشور با تاسیس وزارت امور جوامع دور از وطن، برگزاری انجمن‌های جهانی اقتصادی و ایجاد شبکه جهانی ایرلندی‌ها، توانسته ارتباطی پایدار با مهاجران خود برقرار کند. برنامه‌های حمایتی از مهاجران نیز به حفظ این پیوند کمک کرده است. این گزارش نشان می‌دهد که کشورهایی که با ایجاد اعتماد متقابل و سازوکارهای نهادی روشن به سراغ دیاسپورا رفته‌اند، توانسته‌اند مشارکت این جوامع را نه‌فقط در اقتصاد، بلکه در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز فعال کنند.
پذیرش تنوع در مسیر ارزش‌های مشترک
براساس آمار رسمی دبیرخانه شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، بیش از ۵‌میلیون ایرانی در خارج از مرزهای جغرافیایی کشور زندگی می‌کنند که تعداد قابل‌توجهی است. این گروه عمدتا از کیفیت سرمایه انسانی بالایی برخوردارند که با توجه به زیست در کشورهای مختلف می‌توانند عامل انتقال تکنولوژی و بهبود چارچوب حکمرانی در ایران باشند. از سوی دیگر همانند جامعه ایرانی در داخل، دیاسپورا نیز تنوع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بالایی دارد که باید بدان توجه شود. بازوی پژوهشی مجلس با توجه به تجارب جهانی و ویژگی‌های دیاسپورای ایرانی به ارائه راهکارهایی برای بهره‌گیری از این ظرفیت می‌پردازد.
ضرورت تغییر رویکرد از تهدیدمحوری به فرصت‌مداری:‌ تعامل با جامعه ایرانیان خارج از کشور، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در نگاه و رویکرد سیاستگذاری است. ایران امروز با جمعیتی بزرگ، متنوع و فعال از ایرانیان دور از وطن روبه‌روست که می‌توانند به‌عنوان یک منبع راهبردی در خدمت توسعه ملی قرار گیرند. با این حال، تحقق چنین ظرفیتی مستلزم عبور از رویکردهای سنتی و امنیت‌محور و حرکت به سمت نگاهی فرصت‌مدار است. نخستین گام در این مسیر، ایجاد اعتماد متقابل و تغییر نگاه رسمی نسبت به ایرانیان خارج از کشور است؛ چراکه بدون اعتمادسازی، هیچ برنامه‌ای برای تعامل پایدار و موثر به نتیجه نخواهد رسید. یکی از چالش‌های اصلی در این حوزه، نبود یک رویکرد واحد و منسجم است. موازی‌کاری نهادی و تعدد مراکز تصمیم‌گیر باعث شده سیاست‌های مرتبط با ایرانیان خارج از کشور پراکنده و بعضا متناقض باشد. در چنین شرایطی، اتخاذ یک راهبرد هماهنگ که همه نهادهای مرتبط را در چارچوبی مشخص و شفاف گرد هم آورد، ضرورتی انکارناپذیر است. این راهبرد باید به‌طور روشن بر فرصت‌ها تمرکز کند و جامعه ایرانیان خارج از کشور را نه به‌عنوان یک مساله، بلکه به‌مثابه یک سرمایه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ببیند.
توجه به اصل تنوع: در طراحی این رویکرد، توجه به اصل تنوع اهمیت ویژه‌ای دارد. جامعه ایرانیان خارج از کشور یکدست نیست و طیف گسترده‌ای از گرایش‌های فکری، سیاسی و اجتماعی را دربرمی‌گیرد. تجربه‌های موفق بین‌المللی نشان می‌دهد که نادیده گرفتن این تنوع، به کاهش مشارکت و افزایش شکاف منجر می‌شود. بهره‌گیری از الگوهای جهانی، در کنار تطبیق آنها با شرایط خاص ایران، می‌تواند به طراحی سازوکارهایی منجر شود که امکان تعامل سازنده با طیف‌های مختلف را فراهم کند. در این چارچوب، مراکز دیپلماتیک ایران نقشی کلیدی دارند و می‌توانند با رویکردی فراگیر، زمینه ارتباط موثرتر با ایرانیان مقیم خارج را تقویت کنند.
بازتعریف ارزش‌های مشترک ایرانیان در سراسر جهان:‌ در کنار اصلاح ساختارها و رویکردها، بازتعریف ارزش‌های مشترک ایرانیان در سراسر جهان اهمیت ویژه‌ای دارد. یافتن و ترویج ارزش‌هایی که بتواند ایرانیان با دیدگاه‌ها و سلایق متفاوت را ذیل یک هویت مشترک گرد هم آورد، می‌تواند پایه‌ای برای انسجام و همبستگی باشد. این ارزش‌ها باید شمول‌گرا و فراگیر باشند تا هر ایرانی، صرف‌نظر از محل زندگی یا گرایش فکری، بتواند خود را در آنها بازشناسد. تجربه ایرلند نشان می‌دهد که حتی در میان جوامع دور از وطن با پیشینه‌های فرهنگی متفاوت، می‌توان حس تعلق و هویت مشترک را تقویت کرد؛ الگویی که می‌تواند الهام‌بخش سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی ایران در قبال دیاسپورا باشد.به گزارش دنیای اقتصاد، در مجموع، گذار از نگاه تهدیدمحور به فرصت‌مدار، پذیرش تنوع و بازتعریف ارزش‌های مشترک، سه محور کلیدی برای شکل‌دهی به رابطه‌ای جدید و سازنده با ایرانیان خارج از کشور است. این ارتباط می‌تواند به تقویت پیوندهای ملی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های گسترده این جامعه منجر شود.
لینک مطلب: http://eghtesadkerman.ir/News/item/15293