printlogo


لیدر بازار کریپتو در کف ۱۶ ماهه قرار گرفت؛
آخرالزمان کسب و کارهای رمزارزی
آخرالزمان کسب و کارهای رمزارزی
کد خبر: 15326
بیت‌کوین از اوج بیش از ۱۲۶ هزار دلاری اکتبر ۲۰۲۵ تقریبا نصف شد و به پایین‌ترین سطح ۱۶ ماهه خود سقوط کرد. این افت شدید ترازنامه شرکت‌های بزرگ کریپتو را تحت فشار قرار داد، نقدینگی بازار را خشک کرد و اعتماد سرمایه‌گذاران را به شدت کاهش داد...
بیت‌کوین از اوج بیش از ۱۲۶ هزار دلاری اکتبر ۲۰۲۵ تقریبا نصف شد و به پایین‌ترین سطح ۱۶ ماهه خود سقوط کرد. این افت شدید ترازنامه شرکت‌های بزرگ کریپتو را تحت فشار قرار داد، نقدینگی بازار را خشک کرد و اعتماد سرمایه‌گذاران را به شدت کاهش داد. درحالی‌که دونالد ترامپ با اعمال سیاست‌هایی برخی از مقررات سختگیرانه بر صنعت کریپتو را حذف کرد، GENIUS Act را امضا کرد؛ اقدامات گسترده‌ای برای تسهیل تصویب قانون CLARITY Act انجام داد، اما با نگاهی به بازار رمزارزها می‌توان فهمید که این اقدامات نتیجه عکس دادند. بیت‌کوین نتوانست پناهگاه امن باشد و به اهرم ریسک تبدیل شد. این در حالی است که طلای جهانی در محیط پرتنش و پرریسک جهانی بیش از ۶۰ درصد جهش کرد، اما در مقابل بیت‌کوین با روند نزولی همراه شد. شرکت‌های هولدر بیت‌کوین مانند Strategy ضررهای‌میلیاردی ثبت کردند و ارزش بازار سهام آنها به میزان قابل‌توجهی سقوط کرد. ماینرها حاشیه سود منفی تجربه کردند و فارم‌های خود را خاموش کردند و عملیات ماینینگ را متوقف کردند. صرافی‌ها نیروهای خود را تعدیل کردند و حجم معاملات به شدت کاهش یافت. کسب‌وکارهای کریپتو با چالش‌های نقدینگی دست‌وپنجه نرم کردند و مدل‌های درآمدی خود را بازسازی کردند. بسیاری از آنها به سمت استیبل‌کوین‌ها حرکت کردند، خدمات پرداخت واقعی را توسعه دادند و با بانکداری سنتی ادغام شدند.
در سال‌های اخیر، دنیای ارزهای دیجیتال یا همان کریپتو با تحولات گسترده‌ای روبه‌رو شده که بسیاری از آنها مستقیما با سیاست‌های دونالد ترامپ پیوند خورده است. ترامپ همان‌طور که وعده داده بود، بخش عمده‌ای از مقررات مرتبط با کریپتو را لغو کرد و با امضای قانون هدایت و نوآوری ملی برای استیبل‌کوین‌های ایالات متحده (GENIUS Act) گامی کلیدی برداشت. او همچنین برای تصویب قانون شفافیت بازار دارایی‌های دیجیتال (CLARITY Act) فشار وارد کرد. اما این اقدامات تنها بخشی از داستان بودند. ترامپ از معاملات مشکوک داخلی و خارجی در حوزه کریپتو سود شخصی برد، میم‌کوین بی‌فایده خود را تبلیغ کرد، مجرمان کریپتو را که به‌گفته برخی به سازمان‌های تروریستی کمک کرده بودند، عفو نمود و میزبان شام‌های خصوصی برای فعالان این صنعت در کاخ سفید شد.
در عین حال، انتظار می‌رفت کریپتو از ریسک‌های کلان اقتصادی و ژئوپلیتیک سود برد؛ این ریسک‌ها شامل افزایش بدهی و کسری بودجه در ایالات متحده و دیگر اقتصادهای پیشرفته، کاهش ارزش دلار و سایر ارزهای فیات، آغاز جنگ‌های تجاری جدید و بالا گرفتن تنش‌ها با کشورهایی همچون ایران و چین بود.
با این حال، در سال ۲۰۲۵ طلا بیش از ۶۰ درصد رشد کرد، اما بیت‌کوین ۶ درصد افت را تجربه کرد. تا زمان نگارش این گزارش، بیت‌کوین ۳۵ درصد پایین‌تر از اوج اکتبر خود قرار دارد و کمتر از سطح زمان انتخاب ترامپ است، درحالی‌که میم‌کوین‌های TRUMP و MELANIA بیش از ۹۵ درصد ارزش خود را از دست داده‌اند. هرگاه طلا در واکنش به بحران‌های تجاری یا ژئوپلیتیک جهش کرده، بیت‌کوین سقوط شدیدی را تجربه کرده است؛ این نشان می‌دهد که بیت‌کوین به جای یک پناهگاه امن، وسیله‌ای برای اهرم ریسک است و همبستگی شدیدی با دارایی‌های پرریسک دیگر دارد. این وضعیت نه تنها انتظارات اولیه از کریپتو را زیر سوال می‌برد، بلکه ناپایداری ذاتی آن را برای ایفای نقش به‌عنوان یک ابزار مالی قابل اعتماد آشکار می‌کند.
بیت‌کوین ارز است یا خیر؟
از ابتدا  این ادعا که بیت‌کوین یا هر وسیله کریپتویی دیگری یک ارز است، همیشه بی‌اساس بوده است. بیت‌کوین نه واحد حسابداری است، نه وسیله پرداخت مقیاس‌پذیر و نه ذخیره ارزش پایدار. حتی در السالوادور که بیت‌کوین را به عنوان پول قانونی پذیرفت، کمتر از ۵ درصد معاملات کالا و خدمات با آن انجام می‌شود. کریپتو حتی یک دارایی هم نیست زیرا جریان درآمدی، عملکرد یا کاربرد صنعتی یا واقعی ندارد برخلاف طلا و نقره که کاربردهای عملی دارند. ۱۷ سال پس از راه‌اندازی بیت‌کوین، تنها اپلیکیشن (killer app) در کریپتو، استیبل‌کوین است که نسخه دیجیتالی پول فیات قدیمی است و صنعت مالی و بانکی دهه‌ها پیش آن را دیجیتال کرده بود. بله، سوال باقی می‌ماند که آیا پول دیجیتال و خدمات مالی باید روی بلاک‌چین که همان دفتر کل توزیع‌شده است، باشد یا روی پلتفرم دوگانه سنتی؟
اما ۹۵ درصد از پول‌ها و خدمات دیجیتال بلاک‌چین فقط در نام بلاک‌چین هستند. آنها سیستم‌شان را خصوصی به جای عمومی، متمرکز به جای غیرمتمرکز و مجوزدار به جای بدون مجوز اداره می‌کنند و گروه محدودی از تاییدکنندگان معتبر آن را کنترل می‌کنند؛ این رویکرد کاملا مانند سیستم‌های سنتی بانکی رفتار می‌کند و شباهتی به شبکه‌های غیرمتمرکز بدون قانون ندارد.
این واقعیت نشان می‌دهد که وعده‌های اولیه کریپتو در مورد انقلاب مالی، بیشتر یک تبلیغات بوده تا یک واقعیت عملی. بسیاری از پروژه‌های کریپتو ادعا می‌کنند که غیرمتمرکز هستند اما در عمل، کنترل آنها در دستان افراد یا شرکت‌های محدودی است که منافع شخصی خود را دنبال می‌کنند. این تناقض باعث شده تا اعتماد عمومی به این حوزه کاهش یابد و سرمایه‌گذاران معمولی اغلب ضرر ببینند. سرمایه‌گذاران عادی معمولا ضرر می‌کنند، در حالی ‌که افراد داخلی (یا داخلی‌ها) سودهای هنگفت می‌برند. علاوه بر این، نوسانات شدید قیمت‌ها مانند آنچه در سال ۲۰۲۵ دیدیم، تاکید می‌کند که کریپتو بیشتر شبیه به یک قمار است تا یک سرمایه‌گذاری مطمئن و این مساله برای اقتصادهای نوظهور که به دنبال ثبات هستند، مشکل‌ساز می‌شود.
دیفای در قفس دولت‌ها
دیفای واقعی، یعنی مالی کاملا غیرمتمرکز، بدون کنترل مرکزی، بدون نیاز به مجوز و کاملا ناشناس، هیچ‌وقت نمی‌تواند به اندازه کافی بزرگ و گسترده شود که جایگزین سیستم‌های مالی سنتی (مثل بانک‌ها، ویزا، پی‌پال یا پرداخت‌های روزمره جهانی) شود یا‌میلیاردها کاربر معمولی را پوشش دهد.
هیچ دولت جدی حتی دولت ترامپ هرگز اجازه  ناشناس ماندن کامل معاملات پولی و مالی را نخواهد داد، زیرا این کار برای مجرمان، تروریست‌ها، دولت‌های سرکش، بازیگران غیردولتی، قاچاقچیان انسان، کلاهبرداران مختلف و فراریان مالیاتی سودمند خواهد بود. علاوه بر این، چون کیف‌های دیجیتال و صرافی‌های تنظیم‌شده باید تحت قوانین استاندارد ضدپولشویی و شناخت مشتری قرار بگیرند، حتی مشخص نیست که هزینه‌های تراکنش از طریق بلاک‌چین‌های مجوزدار و خصوصی کمتر باشد به ویژه حالا که دفترهای مالی سنتی با ابزارهای تسویه واقعی‌زمان و پاکسازی سریع‌تر بهبود یافته‌اند. آینده پول و پرداخت‌ها تکامل تدریجی خواهد داشت نه انقلابی که کلاهبرداران کریپتو وعده دادند.
افت اخیر بیت‌کوین و دیگر ارزهای دیجیتال بیشتر بر طبیعت بسیار نوسانی این کلاس شبه دارایی تاکید می‌کند. این نوسانات نه تنها سرمایه‌گذاران فردی را نابود می‌کند بلکه می‌تواند اثرات سیستمیک بر بازارهای مالی داشته باشد اگر بیش از حد گسترش یابد. دولت‌ها به دلیل نگرانی‌های امنیتی و مالیاتی، همیشه نظارت را افزایش خواهند داد و این مساله مانع رشد واقعی دیفای می‌شود. برای مثال، در ایالات متحده، حتی با سیاست‌های ترامپ، قوانین AML و KYC همچنان اعمال می‌شوند و این نشان‌دهنده محدودیت‌های ذاتی است. علاوه بر این، فناوری بلاک‌چین واقعی که غیرمتمرکز باشد، با مشکلات مقیاس‌پذیری روبه‌رو است مانند مصرف انرژی بالا و سرعت پایین تراکنش‌ها که آن را برای استفاده روزمره نامناسب می‌کند. در نتیجه، بسیاری از پروژه‌ها به سمت مدل‌های هیبریدی حرکت کرده‌اند که ترکیبی از سنتی و جدید است اما این هم نتوانسته وعده‌های اولیه را برآورده کند.
GENIUS تکرار ناپایداری قرن نوزدهم
قانون (قانون هدایت و نوآوری ملی برای استیبل‌کوین‌های ایالات متحده)، که صحنه را برای آزمایش مخرب دیگری در بانکداری آزاد آماده کرد مانند آنچه در قرن نوزدهم  به پایان رسید، ممکن است به عنوان قانون احمقانه بی‌پروا به یاد آورده شود. تحت این قانون، استیبل‌کوین‌ها به عنوان بانک‌های باریک (بانک باریک بانکی است که سپرده‌ها را فقط در دارایی‌های کم‌ریسک نگه می‌دارد و از وام‌دهی یا سرمایه‌گذاری پرریسک اجتناب می‌کند تا ریسک کاهش یابد) تنظیم نمی‌شوند یعنی سپرده‌ها و پرداخت‌ها از وام‌دهی و سرمایه‌گذاری پرریسک جدا نیستند و همچنین به حمایت بانک مرکزی از طریق وام اضطراری یا بیمه سپرده‌ها  دسترسی ندارند.
بنابراین، تنها کافی است چند نهاد آسیب‌پذیر در ایالت‌های pseudo-libertarian ایالات متحده سرمایه‌گذاری‌های خود را اشتباه مدیریت کنند یا سپرده‌های خود را در نهادهای ضعیف مانند بانک سیلیکون ولی قرار دهند تا وحشت ایجاد شود و یک بانک ران (زمانی رخ می‌دهد که سپرده‌گذاران همزمان برای برداشت پول خود صف بکشند و بانک به دلیل کمبود نقدینگی فلج شود) آغاز شود.
مانند قرن نوزدهم، رویکرد فعلی ایالات متحده به دلیل  ناآگاهی ترامپ و نفوذ در صنعت کریپتو، دستورالعملی برای ناپایداری مالی و اقتصادی است. این قانون نه تنها ریسک‌های سیستمیک را افزایش می‌دهد بلکه می‌تواند منجر به بحران‌هایی مشابه آنچه در سال ۲۰۰۸ دیدیم، شود. بدون نظارت مناسب، استیبل‌کوین‌ها می‌توانند به ابزارهایی برای انتقال ریسک به اقتصاد واقعی تبدیل شوند و اگر یکی از آنها شکست بخورد، اثرات زنجیره‌ای خواهد داشت. ترامپ با تمرکز بر منافع شخصی، این خطرات را نادیده گرفت و این مساله انتقادهای گسترده‌ای از سوی کارشناسان مالی به همراه داشت. علاوه بر این، عدم دسترسی به حمایت‌های مرکزی بانک، استیبل‌کوین‌ها را آسیب‌پذیرتر می‌کند و در زمان بحران، هیچ شبکه ایمنی وجود ندارد که این می‌تواند اعتماد عمومی را از بین ببرد.
تقابل اصول بانکداری سنتی با نوآوری استیبل‌کوین‌ها
مبارزه اخیر بین بانک‌های واقعی و صنعت کریپتو بر سر قانون شفافیت (CLARITY) مثال دیگری از عدم درک ترامپ از اصول اولیه پولی و مالی است. مساله نه در مورد تمایل بانک‌ها به حفظ انحصار نزدیک بر معاملات پولی است. در سیستم بانکداری ذخیره کسری، بانک‌ها هم در پرداخت‌ها و هم در ایجاد اعتبار از طریق تبدیل سررسید سپرده‌های کوتاه‌مدت به وام‌ها و اعتبارهای بلندمدت درگیر هستند. این به معنای ارائه یک کالای نیمه‌عمومی بسیار ارزشمند است.
واضح است که سپرده‌های کوتاه‌مدت سود نمی‌پردازند زیرا تقریبا معادل ارز هستند. با این حال، صنعت کریپتو در حال فشار برای اجازه پرداخت سود برای استیبل‌کوین‌ها مستقیم یا غیرمستقیم از طریق صرافی‌ها است که این کار پایه‌های سیستم بانکی را که همه ما به آن عادت داریم، تضعیف می‌کند. بنابراین، یا باید سیستم مالی خود را به طور اساسی تغییر دهیم تا پرداخت‌ها را از ایجاد اعتبار جدا کنیم و از طریق بانک‌های باریک برای پرداخت‌ها و وجوه وام‌دهی جدید از نهادهای مالی برای اعتبار یا پرداخت سود برای استیبل‌کوین‌ها را ممنوع کنیم و از واسطه‌گری بانک‌ها جلوگیری کنیم. این یک مساله سیاسی و پایداری مالی است و تعداد کمی به اندازه آن جدی یا حساس هستند.
جیمی دیمون، رئیس و مدیرعامل جی‌پی‌مورگان چیس، به درستی در مورد تغییراتی که صنعت کریپتو می‌خواهد، هشدار می‌دهد. اگر ترامپ مشاورانی داشته باشد که توسط پول کریپتو فاسد نشده باشند، امیدواریم بتوانند به او آموزش دهند که سیستم بانکی چگونه کار می‌کند قبل از اینکه اجازه دهد منافع شخصی خودش پایه‌های آن را نابود کند. این درگیری نه تنها بر آینده کریپتو تاثیر می‌گذارد بلکه می‌تواند ساختار کلی سیستم مالی ایالات متحده را تغییر دهد. بانک‌ها با سال‌ها تجربه، نقش کلیدی در ثبات اقتصادی دارند و اجازه دادن به استیبل‌کوین‌ها برای رقابت ناعادلانه، می‌تواند منجر به بی‌ثباتی شود. کارشناسان معتقدند که بدون اصلاحات اساسی، این قوانین جدید تنها به نفع insiders صنعت خواهند بود و عموم مردم ضرر خواهند دید.
زمستان سخت کسب و کارها
در فوریه ۲۰۲۶، صنعت رمزارزها با یک زمستان سخت واقعی روبه‌رو شده که کسب‌وکارهای آن را به شدت تحت فشار قرار داده است. بیت‌کوین که در اکتبر ۲۰۲۵ به بیش از ۱۲۶ هزار دلار رسیده بود، اکنون به محدوده ۷۰–۶۵ هزار دلار سقوط کرده و بیش از ۵۰–۴۰ درصد ارزش خود را از دست داده است. این افت، همراه با کاهش شدید حجم معاملات و خروج سرمایه، مدل‌های کسب‌وکاری وابسته به رشد سریع و نوسان بالا را به چالش کشیده و بسیاری را در آستانه تعطیلی یا بازسازی اساسی قرار داده است.
صرافی‌ها یکی از آسیب‌دیده‌ترین بخش‌ها هستند. Gemini، صرافی متعلق به برادران وینکل‌ووس، اخیرا اعلام کرده تا ۲۰۰ نفر (حدود ۲۵ درصد نیروی کار) را تعدیل می‌کند و عملیات خود را در اروپا، بریتانیا و استرالیا تعطیل می‌نماید. این تصمیم بخشی از تلاش برای کاهش هزینه‌ها و تمرکز بر بازارهای اصلی آمریکا و سنگاپور است. صرافی‌های دیگر مانند OKX و Polygon Labs نیز بخش‌هایی از تیم‌های فروش نهادی و آسیایی خود را کاهش داده‌اند. حجم معاملات پایین، درآمد کارمزدی را خشک کرده و بسیاری از پلتفرم‌ها را وادار به تغییر استراتژی کرده – از جمله تمرکز بیشتر روی خدمات پرداخت واقعی و استیبل‌کوین‌ها به جای معاملات اسپات پرریسک.
ماینرها (استخراج‌کنندگان بیت‌کوین) در وضعیت بحرانی‌تری قرار دارند. با قیمت بیت‌کوین زیر هزینه متوسط تولید (حدود ۸۷ هزار دلار)، حاشیه سود منفی شده و بسیاری از فارم‌ها تجهیزات را خاموش کرده‌اند. شرکت‌هایی مانند Riot Platforms، Marathon Digital (MARA)، CleanSpark و Hut ۸ با افت ۲۰–۱۰ درصدی سهام روزانه مواجه شده‌اند. برخی ماینرها مانند Bitfarms کاملا عملیات استخراج را متوقف کرده و به سمت هوش مصنوعی (AI) و محاسبات پرقدرت شیفت کرده‌اند تا از بحران نجات یابند.
انتقال بیت‌کوین‌های بزرگ توسط ماینرها (مثل ۱۳۱۸ بیت‌کوین توسط Marathon) نشان‌دهنده فشار نقدینگی و احتمال فروش اجباری بیشتر است. شرکت‌های هولدر بزرگ بیت‌کوین مانند Strategy (سابق MicroStrategy) نیز ضررهای سنگین را تجربه می‌کنند. با نگهداری بیش از ۷۱۳ هزار بیت‌کوین، زیان غیر واقعی آنها به بیش از ‌۶.۵میلیارد دلار رسیده، هرچند هنوز دارایی‌ها بدون وثیقه هستند و ریسک فروش اجباری فوری وجود ندارد. سهام این شرکت‌ها سقوط کرده و توانایی جذب سرمایه جدید برای خرید بیشتر بیت‌کوین کاهش یافته است.
این زمستان نشان می‌دهد که کسب‌وکارهای رمزارزی برای بقا باید از مدل‌های هیجانی فاصله بگیرند و به درآمد پایدار، کنترل هزینه و ادغام با فناوری‌های سنتی (مانند AI یا خدمات بانکی) روی آورند. بازماندگان احتمالا متمرکزتر، کارآمدتر و کمتر وابسته به قیمت بیت‌کوین خواهند بود، اما بسیاری از بازیگران کوچک و متوسط ممکن است برای همیشه از بازار خارج شوند.
چشم‌انداز آینده
در نهایت، وضعیت فعلی کریپتو نشان‌دهنده شکست وعده‌های بزرگ آن است. ترامپ با سیاست‌های خود، نه تنها نتوانست کریپتو را به یک ابزار مفید تبدیل کند بلکه آن را به منبع ناپایداری تبدیل کرد. مقایسه با طلا نشان می‌دهد که بیت‌کوین نمی‌تواند نقش پناهگاه را ایفا کند و نوسانات آن بیشتر به ضرر سرمایه‌گذاران است. مفهوم ارز بودن کریپتو همیشه توخالی بوده و تنها استیبل‌کوین‌ها کاربرد واقعی دارند که حتی آنها هم نسخه‌ای از سیستم سنتی هستند. دیفای واقعی با محدودیت‌های دولتی روبه‌رو است و نمی‌تواند مقیاس‌پذیر شود. قوانینی مانند GENIUS و CLARITY ریسک‌های بزرگی ایجاد می‌کنند و می‌توانند منجر به بحران‌های مالی شوند. مبارزه بین بانک‌ها و صنعت کریپتو بر سر اصول اساسی است و نیاز به درک عمیق دارد.
به گزارش دنیای اقتصاد،در کل، آینده پول دیجیتال تکامل آرام خواهد داشت نه انقلاب و این درس مهمی برای سیاستگذاران است. با توجه به افت‌های اخیر، سرمایه‌گذاران باید احتیاط کنند و دولت‌ها نظارت را افزایش دهند تا از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری شود. این گزارش براساس تحلیل‌های دقیق نشان می‌دهد که کریپتو هنوز راه طولانی برای اثبات خود دارد و سیاست‌های ترامپ بیشتر به ضرر اقتصاد بوده است. برای درک بهتر، پیشنهاد می‌شود به منابع معتبر مالی مراجعه و از سرمایه‌گذاری‌های پرریسک اجتناب شود. این مسائل نه تنها ایالات متحده را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد بلکه اقتصاد جهانی را هم شکل می‌دهد و نیاز به رویکردهای متعادل دارد.
لینک مطلب: http://eghtesadkerman.ir/News/item/15326