printlogo


هزینه‌ای که هر روز سنگین‌تر می‌شود؛
بن‌بست «نه جنگ، نه صلح»
بن‌بست «نه جنگ، نه صلح»
کد خبر: 15634
وضعیت «نه جنگ، نه صلح» برخلاف تصور رایج، الزاماً کم‌هزینه‌تر از یک جنگ کوتاه‌مدت نیست. جنگ هرچند خسارت‌های سنگین به همراه دارد، اما در مقابل وضعیت تعلیقی می‌تواند ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه یابد و به تدریج ظرفیت‌های اقتصادی، سرمایه اجتماعی و امید عمومی را فرسوده کند...
شصت روز از آتش‌بس میان ایران و آمریکا می‌گذرد، اما واقعیت این است که نه جنگ به پایان رسیده و نه صلحی پایدار شکل گرفته است. آنچه امروز در روابط تهران و واشنگتن مشاهده می‌شود نوعی وضعیت تعلیقی و فرسایشی است که شاید در کوتاه‌مدت برای بازیگران سیاسی قابل مدیریت باشد، اما برای اقتصاد، جامعه و افکار عمومی روزبه‌روز هزینه‌زاتر می‌شود.
در ماه‌های گذشته بارها از نزدیک شدن مذاکرات به توافق سخن گفته شده است. با این حال، هر بار در کنار اخبار امیدوارکننده از پیشرفت گفت‌وگوها، خبرهایی از حملات محدود، تهدیدهای نظامی، تحرکات دریایی و اختلاف بر سر جزئیات توافق نیز منتشر شده است. این روند نشان می‌دهد که مسئله اصلی دیگر اصل مذاکره نیست، بلکه شکاف عمیق بی‌اعتمادی میان دو طرف است. ایران و آمریکا به نقطه‌ای رسیده‌اند که نه قادر به دستیابی سریع به یک توافق نهایی هستند و نه تمایل دارند هزینه‌های یک جنگ گسترده را بپردازند.
در این میان، تداوم تنش‌ها در خلیج فارس و نااطمینانی نسبت به آینده تنگه هرمز، اقتصاد ایران و همچنین اقتصاد کشورهای وابسته به این گذرگاه راهبردی را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. اقتصاد بیش از هر چیز به ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و چشم‌اندازی روشن نیاز دارد. سرمایه‌گذار داخلی و خارجی نمی‌داند باید خود را برای توافق آماده کند یا تشدید تنش. صادرکننده و واردکننده نیز تصویر روشنی از شرایط چند ماه آینده منطقه ندارند. در نتیجه، بازارها بیش از آنکه به متغیرهای اقتصادی واکنش نشان دهند، تحت تأثیر اخبار سیاسی و امنیتی قرار گرفته‌اند.
مشکل آنجاست که وضعیت «نه جنگ، نه صلح» برخلاف تصور رایج، الزاماً کم‌هزینه‌تر از یک جنگ کوتاه‌مدت نیست. جنگ هرچند خسارت‌های سنگین به همراه دارد، اما در مقابل وضعیت تعلیقی می‌تواند ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه یابد و به تدریج ظرفیت‌های اقتصادی، سرمایه اجتماعی و امید عمومی را فرسوده کند.
از سوی دیگر، تحولات اخیر نشان می‌دهد که اختلافات مهمی میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست. موضوع زمان‌بندی محدودیت‌های هسته‌ای، آزادسازی منابع مالی ایران، نحوه اجرای تعهدات طرفین و برخی پرونده‌های منطقه‌ای همچنان از نقاط اختلاف به شمار می‌روند. به همین دلیل، حتی در صورت دستیابی به یک توافق موقت نیز تضمینی وجود ندارد که این توافق به سرعت به یک چارچوب جامع و پایدار تبدیل شود.
در چنین شرایطی، برخی کارشناسان از الگوی «توافق مرحله‌ای» به عنوان واقع‌بینانه‌ترین گزینه یاد می‌کنند. مسیری که می‌تواند ابتدا به کاهش تنش‌ها و سپس به حل تدریجی اختلافات منجر شود. در مقابل گروهی دیگر معتقدند تا زمانی که مسئله عادی‌سازی روابط میان ایران و آمریکا به صورت مستقیم مورد بحث قرار نگیرد، حل و فصل سایر پرونده‌ها نیز موقتی و شکننده خواهد بود. اما تجربه سال‌های گذشته و بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور، پذیرش چنین مسیری را برای تهران دشوار کرده است.
همزمان برخی تحلیلگران معتقدند آنچه امروز مشاهده می‌شود، بیش از آنکه پایان بحران باشد، یک توقف تاکتیکی در روند درگیری است. از نگاه این گروه، واشنگتن هنوز گزینه فشار نظامی را از محاسبات خود حذف نکرده و صرفاً در حال ارزیابی هزینه‌ها و فرصت‌های پیش روی خود است. به همین دلیل سایه جنگ همچنان بر فراز ایران و منطقه باقی مانده است. سایه‌ای که هر از گاهی با حملات محدود، تهدیدهای متقابل و افزایش تنش در خلیج فارس پررنگ‌تر می‌شود.
مسئله اصلی این است که گذر زمان الزاماً به نفع هیچ‌یک از طرفین نیست. هر روز تأخیر در تعیین تکلیف این پرونده، هزینه‌های بیشتری را بر اقتصاد ایران و جهان تحمیل می‌کند. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از ناظران معتقدند مهم‌ترین چالش پیش روی تهران و واشنگتن دیگر رسیدن به میز مذاکره نیست، بلکه خروج از چرخه فرساینده «نه جنگ، نه صلح» است.
 تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، نه می‌توان از پایان بحران سخن گفت و نه از آغاز یک دوره جدید. ایران و آمریکا همچنان در میانه راهی ایستاده‌اند که یک سوی آن توافق و سوی دیگر آن بازگشت به تقابل قرار دارد. مسیری که هرچه طولانی‌تر شود، هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن نیز سنگین‌تر خواهد شد.
لینک مطلب: http://eghtesadkerman.ir/News/item/15634