بر اساس گزارش تازه مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران جنگ تجاری میان چین و آمریکا در سالهای اخیر تنها بر سر تعرفهها نبوده است. در پشت پرده این رقابت، نبردی خاموش بر سر موادی جریان دارد که بسیاری از کارشناسان از آنها بهعنوان «نفت قرن بیستویکم» یاد میکنند...
جنگ تجاری میان چین و آمریکا در سالهای اخیر تنها بر سر تعرفهها نبوده است. در پشت پرده این رقابت، نبردی خاموش بر سر موادی جریان دارد که بسیاری از کارشناسان از آنها بهعنوان «نفت قرن بیستویکم» یاد میکنند؛ یعنی عناصر نادر خاکی. موادی که اگرچه نام «نادر» را یدک میکشند، اما امروز به یکی از حیاتیترین نهادههای تولید در اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند. از خودروهای برقی و توربینهای بادی گرفته تا صنایع دفاعی، تجهیزات پزشکی، تلفنهای همراه، تراشهها و فناوریهای پیشرفته نیازمند اکتشاف و استخراج این نوع از ماده معدنی هستند. همین اهمیت راهبردی باعث شده است که کنترل زنجیره تامین این عناصر به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک در جهان تبدیل شود.
در چنین شرایطی، ایران نیز به واسطه موقعیت زمینشناسی ویژه خود و شواهد زیاد از وجود ذخایر عناصر نادر خاکی، در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارد؛ انتخابی که میتواند سرنوشت این بخش را برای دهههای آینده تعیین کند. پرسش کلیدی این است که آیا ایران میتواند همزمان با توسعه اکتشاف و استخراج، زیرساختهای فناوری، فرآوری و سرمایهگذاری مورد نیاز این صنعت را نیز فراهم کند؟ تجربه بخش انرژی نشان داده است که برخورداری از منابع طبیعی، به تنهایی برای تبدیل شدن به یک بازیگر اثرگذار در بازارهای جهانی کافی نیست و دسترسی به فناوری، سرمایه و زنجیرههای بینالمللی تولید و تجارت نیز نقشی تعیینکننده دارد. این پرسش از آن جهت اهمیت پیدا میکند که در بازار عناصر نادر خاکی، مزیت رقابتی بیش از آنکه به حجم ذخایر وابسته باشد، به توان فرآوری، فناوری جداسازی و حضور در زنجیره ارزش جهانی گره خورده است.
بازیگران مسلط بازار عناصر نادر خاکی
گزارش تازه مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران با عنوان «ژئواکونومی عناصر نادر خاکی» تصویری روشن از جایگاه این مواد معدنی در اقتصاد و سیاست جهانی ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، چین با در اختیار داشتن ۴۸.۴۲درصد ذخایر جهانی عناصر نادر خاکی، بزرگترین دارنده ذخایر شناختهشده جهان محسوب میشود. سهم این کشور حتی از مجموع سهم چهار کشور بعدی یعنی برزیل، هند، استرالیا و روسیه نیز بیشتر است؛ موضوعی که از تمرکز بالای ذخایر این عناصر در جهان حکایت دارد. ایالات متحده آمریکا نیز در بخش ذخایر ۱.۹میلیون تن عناصر نادر خاکی را دارد. اما آنچه موقعیت چین را به یک مزیت راهبردی تبدیل کرده، صرفا حجم ذخایر معدنی نیست. گزارش اتاق ایران تاکید میکند که چین علاوه بر در اختیار داشتن حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد تولید معدنی جهانی عناصر نادر خاکی، بیش از ۹۰ درصد ظرفیت فرآوری و تولید این عناصر را نیز در اختیار دارد؛ وضعیتی که این کشور را به بازیگر مسلط زنجیره تامین جهانی تبدیل کرده و وابستگی بسیاری از اقتصادهای صنعتی جهان را به توان فرآوری و فناوری چینی افزایش داده است.
دادههای مورد استناد این گزارش نشان میدهد تولید جهانی عناصر نادر خاکی در سال۲۰۲۴ حدود ۳۹۰هزار تن بوده است که از این میزان، ۲۷۰هزار تن در چین تولید شده؛ رقمی معادل ۶۸.۵درصد تولید جهانی. پس از چین، ایالات متحده با تولید ۴۵هزار تن و سهم ۱۱.۴درصدی در رتبه دوم قرار دارد و میانمار با ۳۱هزار تن و سهم ۷.۸درصدی جایگاه سوم را به خود اختصاص داده است. هند، روسیه و ماداگاسکار نیز در ردههای بعدی تولیدکنندگان جهانی قرار دارند. این تمرکز بالا در تولید سبب شده است که هرگونه اختلال در زنجیره تامین چین، آثار مستقیمی بر بازار جهانی فناوریهای پیشرفته، صنایع دفاعی و تجهیزات مرتبط با گذار انرژی داشته باشد.
گزارش اتاق بازرگانی ایران در عین حال به یک پارادوکس مهم در بازار جهانی عناصر نادر خاکی اشاره میکند. برزیل و ویتنام روی هم حدود ۴۲میلیون تن ذخیره عناصر نادر خاکی در اختیار دارند؛ رقمی نزدیک به ذخایر چین. با این حال، سهم این دو کشور در تولید جهانی بسیار ناچیز است. این واقعیت نشان میدهد که در بازار عناصر نادر خاکی، برخورداری از ذخایر بزرگ بهتنهایی ضامن قدرت اقتصادی نیست و آنچه مزیت رقابتی ایجاد میکند، دسترسی به فناوری جداسازی، زیرساختهای صنعتی، سرمایهگذاری در فرآوری و حضور در زنجیره ارزش است. به بیان دیگر، قدرت واقعی نه در معدن، بلکه در توان تبدیل ماده معدنی به محصولی است که در صنایع پیشرفته مورد استفاده قرار میگیرد.
برای ایران نیز مساله دقیقا از همین نقطه آغاز میشود. گزارش اتاق ایران تاکید میکند که قرار گرفتن کشور در کمربند متالوژنی آلپ–هیمالیا و برخورداری از واحدهای زمینشناسی متنوع، ظرفیت قابلتوجهی برای شناسایی ذخایر عناصر نادر خاکی ایجاد کرده است. همچنین مطالعات انجامشده در محدودههای سپهر۱ و سپهر۲ مروست یزد وجود تمرکز قابلتوجهی از عناصر نادر خاکی، بهویژه در کانیهای فسفاته و آپاتیتی را تایید کرده و این محدودهها را در زمره مهمترین مناطق دارای پتانسیل عناصر نادر خاکی در کشور قرار داده است. با این حال، فاصله میان شناسایی پتانسیلهای معدنی و شکلگیری یک صنعت رقابتپذیر همچنان قابلتوجه است. آیا ایران میتواند با توسعه فناوری، فرآوری و صنایع پاییندستی، جایگاهی موثر در زنجیره ارزش جهانی عناصر نادر خاکی به دست آورد یا خیر؟
عدم شناخت دقیق از ذخایر عناصر نادر خاکی
مهدی کرباسیان، رئیس اسبق سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو)، با بیان اینکه مطالعات انجامشده درباره عناصر نادر خاکی در ایران هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد، گفت: کشور از نظر اکتشاف این مواد معدنی راهبردی بهطور جدی جامانده است و هنوز نمیتوان درباره حجم واقعی ذخایر و ظرفیت اقتصادی آنها با قطعیت اظهارنظر کرد.
مهدی کرباسیان ، در پاسخ به این پرسش که چه میزان از ظرفیت عناصر نادر خاکی در ایران بهطور واقعی شناسایی شده و چه میزان همچنان در حد پتانسیلهای زمینشناسی باقی مانده است، اظهار کرد: در حوزه عناصر نادر خاکی کار گسترده و ارزشمندی در کشور انجام نشده است. زمانی که هنوز در بخش اکتشافات معدنی با نوعی جاماندگی تاریخی مواجه هستیم، طبیعی است که در حوزهای پیچیده و فناورانه مانند عناصر نادر خاکی نیز نتوانسته باشیم به جایگاه مطلوبی برسیم. تحریمهای طولانیمدت بهویژه از میانه دهه ۱۳۸۰ به بعد موجب شد دسترسی ایران به فناوریهای نوین معدنی و تجهیزات پیشرفته محدود شود و این موضوع بر روند شناسایی این عناصر اثر مستقیم گذاشته است.
این کارشناس حوزه معدن افزود: در سال۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات و فناوری ایمیدرو در کرج، پروژهای ارزشمند برای استحصال آزمایشگاهی برخی عناصر نادر خاکی از جمله سریم، لانتانیم و نئودیمیم آغاز شد. این طرح در قالب یک پایلوت تحقیقاتی و با همکاری دانشگاهیان و متخصصان داخلی به نتایج امیدوارکنندهای رسید و حتی مورد بازدید مسوولان وقت سازمان انرژی اتمی قرار گرفت؛ اما متاسفانه در سالهای بعد ادامه نیافت و متوقف شد. همچنین با همکاری دانشگاه تهران، مرکز تحقیقاتی مشترکی برای توسعه پژوهشهای معدنی ایجاد شد که یکی از ماموریتهای آن مطالعه عناصر نادر خاکی بود؛ اما در مجموع باید پذیرفت که فعالیتهای انجامشده در این زمینه با نیازهای کشور فاصله زیادی دارد.
کرباسیان درباره مناطقی که بیشترین ظرفیت را برای کشف ذخایر اقتصادی عناصر نادر خاکی دارند، گفت: بر اساس مطالعات محدود موجود، فلات مرکزی ایران از جمله مناطق مستعد در این حوزه محسوب میشود. اما مشکل اصلی این است که دادههای اکتشافی ما هنوز کامل نیست. سازمان زمینشناسی و مجموعه اکتشافات معدنی کشور سالها با محدودیت بودجه، تجهیزات و فناوری مواجه بودهاند و به همین دلیل اطلاعات موجود درباره این ذخایر هنوز ناقص است.
وی مهمترین خلأ موجود در توسعه عناصر نادر خاکی را کمبود دادههای زمینشناسی و فناوریهای تخصصی دانست و تصریح کرد: در این بخش نمیتوان تنها با انجام حفاری یا مطالعات اولیه به نتیجه رسید. فناوریهای پیشرفته اکتشاف، آنالیز و فرآوری نقش تعیینکننده دارند. در دوره مسوولیت ما در ایمیدرو همکاریهایی با مراکز تحقیقاتی آفریقای جنوبی آغاز شد و حتی کارشناسان آن کشور برای انتقال تجربیات به ایران آمدند. همچنین از یکی از مراکز بزرگ تحقیقاتی چین در حوزه عناصر نادر خاکی بازدید داشتیم و مذاکراتی برای همکاریهای مشترک انجام شد، اما این برنامهها نیز ادامه پیدا نکرد.
درسهای چین برای ایران
رئیس اسبق ایمیدرو با اشاره به سرمایهگذاریهای سنگین کشورهای پیشرو در این صنعت گفت: امروز چین بازیگر اصلی بازار عناصر نادر خاکی جهان است و پس از آن آمریکا سرمایهگذاریهای گستردهای را در این حوزه آغاز کرده است. برای نمونه، دولت آمریکا ۵۰۰میلیون دلار فقط به یک مرکز تحقیقاتی برای توسعه تحقیقات و فناوریهای مرتبط با این مواد معدنی اختصاص داده است. در مقابل، در ایران هنوز نگاه راهبردی و بلندمدت به این بخش شکل نگرفته و منابع مالی کافی نیز به آن اختصاص داده نشده است. البته در دوره برجام از دولت تقاضا شد که ۵۰۰میلیون دلار سرمایه به صندوق بیمه سرمایهگذاری و فعالیتهای معدنی اختصاص دهد که هم در حوزه اکتشاف و هم در حوزه عناصر نادر خاکی بتوانند سرمایهگذاری وسیعی انجام دهند. همچنین از بخش خصوصی حمایت شود تا در حوزه فناوری هم ورود کنیم اما چنین نشد.
کرباسیان در پاسخ به این پرسش که بزرگترین خطر پیش روی ایران در توسعه این صنعت چیست، اظهار کرد: خطر اصلی این است که اساسا وارد این حوزه نشویم و فرصتهای آینده را از دست بدهیم. البته خطر دیگری نیز وجود دارد و آن تبدیل شدن به تامینکننده مواد اولیه بدون حضور در زنجیره ارزش است. توسعه عناصر نادر خاکی نیازمند سرمایهگذاری سنگین، فناوری پیشرفته و ارتباط با مراکز علمی و صنعتی جهان است. اگر این الزامات فراهم نشود، حتی در صورت کشف ذخایر مناسب نیز نمیتوان ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد کرد. ایران میتواند از تجربه چین بیاموزد و آن هم ضرورت نگاه زنجیرهای به توسعه این صنعت است؛ یعنی از اکتشاف تا تولید محصولات دانشبنیان باید برنامهریزی منسجم وجود داشته باشد.
فرصتهای معدنی در سایه توافقات احتمالی
کرباسیان با توجه به روند توسعه معادن در اقتصاد ایران گفت: با توجه به اینکه در ایران «توسعه» در دستور کار نبوده است ما دچار جاماندگیهایی هستیم. در دهه۶۰ درگیر جنگ بودیم در دهه۷۰ مشغول بازسازی خرابیهای پس از جنگ بودیم. در دهه۸۰ به جز چند سال اول، در سالهای انتهایی دچار بحران شدیم و این فرصت ایجاد نشد تا از درآمد نفتی در مسیر توسعه استفاده شود. در ابتدای دهه۹۰ بخش قابلتوجهی از اقتصاد صرف حل مشکلات انباشته دهه قبل شد و پس از سال۱۳۹۷ با خروج آمریکا از برجام و تشدید محدودیتها، روند سرمایهگذاری در کشور متمایل به صفر شد.
او درخصوص اثر گشایشهای سیاسی بر جذب سرمایه در این بخش بیان کرد: معدن نیز جدا از سایر بخشهای اقتصاد کشور نیست و در همان بستر کلان سیاستگذاری و سرمایهگذاری حرکت میکند. در روزهای پس از تفاهم اولیه ایران و آمریکا، برآوردهایی از امکان جذب حدود ۳۰۰میلیارد دلار سرمایه مطرح شده است؛ رقمی که در صورت تحقق، میتواند اثر قابلتوجهی بر بخشهای مختلف از جمله معدن داشته باشد. اگر این توافق به سرنوشتی مشابه برخی توافقهای پیشین، از جمله تفاهمهای اقتصادی با چین با ادعای تامین مالی حدود ۴۰۰میلیارد دلار، دچار نشود و سرمایههای وعدهدادهشده واقعا وارد اقتصاد ایران شود، میتوان انتظار داشت زمینه برای توسعه حوزههایی مانند عناصر نادر خاکی نیز فراهم شود.
وی ادامه داد: با این حال، باید از نگاههای اغراقآمیز پرهیز کرد. صرف وجود منابع بالقوه به معنای دسترسی اقتصادی به آنها نیست و پیش از هرگونه قضاوت، انجام مطالعات اکتشافی و تحقیقات دقیق ضروری است. ایران ظرفیتهایی در حوزه عناصر نادر خاکی دارد؛ اما بالفعل شدن این ظرفیتها نیازمند برنامهریزی علمی و سرمایهگذاری هدفمند است. رئیس اسبق ایمیدرو درباره جذابترین بخش سرمایهگذاری در این حوزه نیز گفت: در شرایط فعلی ایران، سرمایهگذاری در بخش اکتشاف و فناوریهای فرآوری اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا هنوز شناخت دقیقی از ذخایر موجود نداریم. با این حال در بلندمدت، بیشترین ارزش افزوده در حلقههای فرآوری پیشرفته و تولید محصولات نهایی نهفته است.
ریسک خامفروشی در زنجیره عناصر نادر خاکی
کرباسیان در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است ایران در حوزه عناصر نادر خاکی نیز تجربه خامفروشی نفت را تکرار کند، گفت: مقایسه این دو حوزه تا حدی متفاوت است. در صنعت نفت، طی دهههای گذشته با وجود همه تحریمها، کشور توانسته است بخش قابلتوجهی از زنجیره ارزش را توسعه دهد و از طریق پالایشگاهها و صنایع پتروشیمی میزان خامفروشی را کاهش دهد. البته کافی نیست و اگر سرمایه کافی و فناوری روز دنیا را نداشته باشیم در حد کمی میتوانیم پیشرفت کنیم. ایران یکی از بزرگترین ظرفیتهای پالایشی و پتروشیمی خاورمیانه را از نظر ظرفیت تولید و زیرساختهای پایه، در اختیار دارد. اما در مقایسه با رقبایی مانند کشورهای منطقه در زمینه دسترسی به فناوریهای نو، محصولات شیمیایی پیشرفته، تجاریسازی جهانی و جذب سرمایه خارجی راه زیادی برای دستیابی به توسعه بیشتر در پیش دارد. اما در حوزه عناصر نادر خاکی هنوز در نقطه آغاز قرار داریم و حتی برآورد دقیقی از میزان ذخایر اقتصادی موجود نداریم.
وی تاکید کرد: اگر در سالهای آینده ذخایر قابلتوجهی از عناصر نادر خاکی در ایران شناسایی شود؛ اما همزمان در فناوریهای فرآوری و صنایع پاییندستی سرمایهگذاری صورت نگیرد، قطعا خطر صادرات مواد خام و از دست رفتن ارزش افزوده وجود خواهد داشت. بنابراین موفقیت در این حوزه صرفا به کشف ذخایر وابسته نیست، بلکه به میزان سرمایهگذاری در دانش، فناوری، تحقیق و توسعه و تکمیل زنجیره ارزش بستگی دارد.به گزارش دنیای اقتصاد، ایران از نظر زمینشناسی ظرفیتهای امیدوارکنندهای دارد، اما برای تبدیل شدن به بازیگری موثر در بازار جهانی عناصر نادر خاکی باید از هماکنون برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری هدفمند را در دستور کار قرار دهد.