printlogo


صادرات رکوردشکن یا سقوط ۸۰درصدی؟
روایت‌های موازی نفت ایران
روایت‌های موازی نفت ایران
کد خبر: 16132
رسانه‌های ایران از فروش بیش از ۳میلیارد دلار نفت خبر می‌دهند. رویترز از افت ۸۰درصدی بارگیری می‌گوید. این دو رقم لزوما متناقض نیستند؛ اما بدون داده‌های مستقل گمرکی، واقعیت صادرات میان این دو روایت مبهم باقی می‌ماند...
تناقض میان آمار داخلی و بین‌المللی درباره صادرات نفت ایران را نباید صرفا یک اختلاف‌نظر آماری دانست؛ این شکاف، بازتاب دو نوع رویکرد سنجشی و دو منبع متفاوت از داده‌های بنیادین است که هرکدام بخشی از واقعیت را روایت می‌کنند، نه لزوما کل آن را. از یک‌سو، سازمان برنامه و بودجه گزارش داده که فروش نفت ایران در سپتامبر به بالاترین سطح دو سال اخیر رسیده و از مرز ۳میلیارد دلار عبور کرده است؛ رقمی که با وجود تحریم و محاصره دریایی آمریکا، چین را به‌عنوان خریدار اصلی معرفی می‌کند.
از سوی دیگر، رویترز و سایر رسانه‌های بین‌المللی، با استناد به داده‌های شرکت‌های ردیابی کشتی، افت شدیدی را گزارش می‌دهند: کاهش بارگیری نفت خام ایران از حدود ۲میلیون بشکه در روز در مارس به تنها 250هزار بشکه در روز در ماه اوت، افتی بیش از ۸۰درصد که آن را مستقیما به بازگشت محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز نسبت می‌دهند. نکته‌ای که این تناقض را قابل‌فهم می‌کند این است که این دو رقم اساسا دو چیز متفاوت را اندازه می‌گیرند: یکی درآمد ریالی/دلاری حاصل از فروش (که می‌تواند شامل نفت ذخیره‌شده پیشین، قیمت‌های بالاتر جهانی یا تسویه قراردادهای گذشته باشد) و دیگری حجم فیزیکی بارگیری در یک بازه مشخص که از طریق تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های ردیابیکشتی سنجیده می‌شود. این دو معیار، حتی در شرایط عادی هم لزوما همسو حرکت نمی‌کنند؛ چه برسد به شرایطی که یک طرف انگیزه به رخ کشیدن تاب‌آوری اقتصادی دارد و طرف دیگر، برای مستندسازی اثربخشی تحریم‌ها.
انگیزه‌های متفاوت
رسانه‌های داخلی ایران، در بستر یک اقتصاد تحت فشار تحریمی، انگیزه آشکاری برای برجسته‌کردن هر نشانه‌ای از دورزدن موفقیت‌آمیز محاصره دارند؛ اعلام رکورد فروش دوساله، پیامی هم برای افکار عمومی داخلی (اثبات ناکارآمدی تحریم) و هم برای طرف‌های مذاکره احتمالی (نشان‌دادن قدرت اهرم اقتصادی ایران) دارد.
در مقابل، منابعی مانند رویترز که به داده‌های ردیابی کشتی و تحلیلگران مستقل استناد می‌کنند، انگیزه متفاوتی دارند: مستندسازی اثربخشی فشار حداکثری آمریکا که خود بخشی از روایت سیاستی واشنگتن درباره کارآمدی تحریم‌هاست. این به آن معنا نیست که یکی از دو طرف لزوما تمام واقعیت را نمی‌گوید، بلکه هرکدام، داده‌ای را برجسته می‌کنند که روایت مطلوبشان را تقویت می‌کند. نکته کلیدی سومی نیز در میان است: قانون‌گذاران ایرانی که به‌گفته پرس‌تی‌وی خواستار افزایش کنترل ایران بر منابع انرژی منطقه‌ای شده‌اند، نشان می‌دهند که حتی در داخل ساختار سیاسی ایران، پذیرفته شده که فشار محاصره واقعی و قابل‌توجه است.
آشتی دو روایت؟
چند توضیح فنی می‌تواند بخشی از این شکاف را توجیه کند، بدون آنکه هیچ‌کدام را به‌طور قطعی نادرست بداند: نخست، رقم «۳میلیارد دلار» می‌تواند شامل فروش انباشته‌شده از ذخایر شناور نفتی باشد که ایران در ماه‌های اخیر روی کشتی‌های متعدد -از جمله در سواحل مالزی و چین- انباشته کرده بود؛ در این حالت، «فروش» در سپتامبر لزوما معادل «بارگیری» در همان ماه نیست، بلکه می‌تواند تسویه محموله‌هایی باشد که ماه‌ها پیش‌تر بارگیری و ذخیره شده بودند.
دوم، جهش قیمت جهانی نفت در هفته‌های اخیر -با برنت بالای ۱۰۰دلار در بشکه- به‌خودی‌خود می‌تواند رقم دلاری فروش را حتی با حجم فیزیکی کمتر، بالا نگه دارد. سوم، دقت داده‌های ردیابی کشتی برای نفت ایران، به‌دلیل استفاده گسترده از ناوگان «سایه» با پرچم‌های مبهم و سامانه‌های ردیابی خاموش، از ابتدا محل تردید بوده و برخی تحلیلگران مستقل معتقدند رقم واقعی بارگیری می‌تواند بالاتر از آنچه رویترز گزارش کرده باشد هرچند شواهد قطعی برای این ادعا نیز محدود است.
سناریوهای پیش رو
بر اساس داده‌های موجود و الگوی رفتار دو طرف، چند مسیر برای هفته‌های آینده قابل تصور است:
اگر محاصره دریایی آمریکا در هرمز و نظارت بر ناوگان سایه ایران تشدید شود، برخی تحلیلگران بازار انرژی انتظار دارند رقم بارگیری واقعی -فارغ از ارقام فروش اعلامی- در ماه‌های آینده نیز کاهشی باقی بماند؛ فرض کلیدی این سناریو، تداوم حضور نظامی آمریکا در منطقه و عدم توافق دیپلماتیک است.
اگر گفت‌وگوهای دیپلماتیک احتمالی میان تهران و واشنگتن -که شروع آن در حاشیه نشست‌های سازمان ملل بوده- به نتیجه برسد، برخی ناظران احتمال می‌دهند بخشی از فشار بر صادرات ایران کاسته شود؛ هرچند رفع کامل محدودیت‌ها احتمالا به توافقی جامع‌تر نیاز خواهد داشت که فعلا دردسترس نیست.
در سناریویی محتمل‌تر، اگر هر دو روند -کاهش بارگیری مستند از طریق ردیابی کشتی و افزایش فروش دلاری ناشی از تسویه ذخایر انباشته- همزمان ادامه یابد، تحلیلگران مستقل احتمال می‌دهند شکاف آماری میان روایت داخلی و بین‌المللی در ماه‌های آینده نیز تداوم یابد، بدون آنکه لزوما یکی از دو طرف تمام واقعیت را نگفته باشد؛ چراکه هر دو معیار، بخش‌های متفاوتی از یک واقعیت پیچیده‌تر را اندازه می‌گیرند.
پرسش‌های بی‌پاسخ
نخستین پرسش این است که آیا رقم «۳میلیارد دلار» فروش سپتامبر، مربوط به محموله‌های بارگیری‌شده در همان ماه است یا تسویه ذخایر شناور انباشته‌شده در ماه‌های پیشین؟ بدون شفافیت درباره این تفاوت، مقایسه مستقیم دو رقم -فروش دلاری و حجم بارگیری فیزیکی- به لحاظ چارچوب تحلیلی گمراه‌کننده خواهد بود.
 پرسش دوم این است که تا چه اندازه می‌توان به دقت داده‌های ردیابی کشتی برای ناوگانی اعتماد کرد که آگاهانه برای فرار از شناسایی طراحی شده و آیا رقم «۸۰درصد کاهش» نیز مانند رقم «رکورد فروش»، بخشی از یک روایت سیاسی است که هدف آن اثبات کارآمدی فشار حداکثری است، نه صرفا گزارش خنثای واقعیت؟ به گزارش دنیای اقتصاد،در نهایت، پرسش شاید مهم‌تر این است: در نبود دسترسی مستقل و قابل‌راستی‌آزمایی به داده‌های گمرکی و بندری ایران، آیا اساسا می‌توان به هیچ‌یک از این دو روایت -نه روایت رکورد فروش و نه روایت سقوط ۸۰درصدی- به‌طور کامل اعتماد کرد یا واقعیت صادرات نفت ایران در نقطه‌ای میان این دو روایت متناقض و فراتر از دسترس هر دو طرف، پنهان مانده است؟
لینک مطلب: http://eghtesadkerman.ir/News/item/16132