گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «سهم نهادهای شبهدولتی در اقتصاد: صنعت سیمان» تصویری روشن از ساختار مالکیت و کنترل این صنعت ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد با وجود خصوصیسازیهای دو دهه گذشته، بخش عمده مدیریت و کنترل صنعت سیمان همچنان در اختیار نهادهای عمومی غیردولتی قرار دارد...
گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «سهم نهادهای شبهدولتی در اقتصاد: صنعت سیمان» تصویری روشن از ساختار مالکیت و کنترل این صنعت ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد با وجود خصوصیسازیهای دو دهه گذشته، بخش عمده مدیریت و کنترل صنعت سیمان همچنان در اختیار نهادهای عمومی غیردولتی قرار دارد. این مطالعه با بررسی ۷۵شرکت تولیدکننده سیمان که بیش از ۹۶درصد بازار فروش ریالی کشور را پوشش میدهند، سهم نهادهای مختلف را از منظر «حق کنترل» و «حق جریان نقدی» تحلیل کرده است. براساس یافتههای این گزارش، مجموع سهم بخش عمومی از کنترل صنعت سیمان به ۶۹.۵درصد میرسد؛ در حالی که سهم بخش خصوصی تنها حدود ۲۶.۷درصد برآورد شده است. سازمان تأمین اجتماعی با در اختیار داشتن ۱۷شرکت سیمانی و سهم ۳۰.۷درصدی از کنترل بازار، بزرگترین بازیگر این صنعت محسوب میشود. پس از آن، بنیاد مستضعفان با حدود ۱۲.۵درصد، بانک ملی با ۹.۳درصد و سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح (ساتا) با ۸.۳درصد، مهمترین مالکان و کنترلکنندگان صنعت سیمان کشور هستند. در کنار این نهادها، بانک سپه، بنیاد مسکن، سهام عدالت و چند صندوق بازنشستگی نیز سهمی از مالکیت صنعت دارند. به اعتقاد پژوهشگران، تمرکز بالای مالکیت در دست این نهادها نشان میدهد که ساختار صنعت سیمان همچنان فاصله قابل توجهی با الگوی رقابت کامل و مالکیت خصوصی دارد و بخش عمومی نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیریهای این صنعت ایفا میکند. این گزارش همچنین میان «حق کنترل» و «حق جریان نقدی» تمایز قائل شده است. اگرچه بخش عمومی نزدیک به ۷۰درصد کنترل صنعت را در اختیار دارد، اما سهم آن از منافع اقتصادی و جریان نقدی صنعت تنها ۳۶.۲درصد است. علت این اختلاف، بورسی بودن بسیاری از شرکتهای بزرگ سیمانی و وجود سهامداران خرد عنوان شده است؛ موضوعی که باعث میشود بخشی از سود شرکتها میان سهامداران پراکنده توزیع شود، هرچند مدیریت و کنترل همچنان در اختیار سهامداران عمده باقی بماند. در میان نهادهای عمومی، سازمان تأمین اجتماعی با سهم ۱۰.۸درصدی همچنان بیشترین بهره را از جریان نقدی صنعت میبرد. پس از آن بنیاد مستضعفان با ۵.۴درصد، بانک سپه با ۴.۵درصد و بانک ملی با ۲.۹درصد قرار دارند. در مقابل، سهم بخش خصوصی از جریان نقدی حدود ۲۶درصد برآورد شده که اختلاف اندکی با سهم آن از کنترل صنعت دارد؛ موضوعی که به تمرکز مالکیت در شرکتهای خصوصی و نبود سهام شناور گسترده نسبت داده شده است. بررسی وضعیت تولید نیز نشان میدهد صنعت سیمان ایران در سال ۱۴۰۲با ظرفیت اسمی ۸۹.۶میلیون تن، بیش از ۷۱میلیون تن سیمان تولید کرده و ضریب بهرهبرداری آن به حدود ۸۰درصد رسیده است. همچنین ۳۵شرکت سیمانی در بورس حضور دارند و شرکتهایی مانند سیمان تهران، آبیک، ساوه، سپاهان و مازندران در میان بزرگترین تولیدکنندگان کشور قرار گرفتهاند. در نهایت، گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد اگرچه صنعت سیمان از نظر ساختار حقوقی میزبان شرکتهای بورسی و سهامداران متعدد است، اما قدرت تصمیمگیری همچنان در اختیار چند نهاد عمومی بزرگ قرار دارد. این وضعیت از یک سو بر اهمیت شفافیت مالکیت و اجرای سیاستهای اصل ۴۴قانون اساسی تأکید میکند و از سوی دیگر، لزوم بازنگری در ساختار رقابت و حکمرانی شرکتی صنعت سیمان را بیش از پیش برجسته میسازد.