قطعی برق که تا همین چند سال پیش به عنوان بحران فصلی تابستان شناخته میشد، حالا بیسر و صدا به زمستان رسیده و معادلات تولید را در سردترین ماههای سال بر هم زده است. آنچه امروز در شهرکهای صنعتی و واحدهای تولیدی رخ میدهد، نشانهای روشن از عبور ناترازی انرژی از یک «اختلال مقطعی» به «بحرانی ساختاری» است...
مقامات شهرکهای صنعتی کشور از تداوم قطعی برق در بنگاههای تولیدی خبر میدهند. محدودیت برق و گاز، از یک چالش فصلی به یک مشکل مزمن تبدیل شده است. با این حال مساله انرژی تنها چالشی نیست که بنگاهها با آن مواجه هستند. از ابتدای تابستان افت قابلتوجه تقاضا، بحران درآمدی در واحدهای صنعتی را تشدید کرده است. فعالان بخش خصوصی معتقدند تولید در محاصره مشکلات گرفتار شدهاست. قطعی برق که تا همین چند سال پیش به عنوان بحران فصلی تابستان شناخته میشد، حالا بیسر و صدا به زمستان رسیده و معادلات تولید را در سردترین ماههای سال بر هم زده است. آنچه امروز در شهرکهای صنعتی و واحدهای تولیدی رخ میدهد، نشانهای روشن از عبور ناترازی انرژی از یک «اختلال مقطعی» به «بحرانی ساختاری» است؛ بحرانی که دیگر نه به گرما وابسته است و نه به سرما، بلکه به سالها تعویق سرمایهگذاری، سیاستگذاریهای کوتاهمدت و مدیریت ناپایدار در حوزه انرژی بازمیگردد. برای صنعتگران، قطعی برق فقط خاموشی چند ساعته نیست؛ توقف خط تولید یعنی افت بهرهوری، از دست رفتن سفارشها و فشار مضاعف برای سرمایه در گردش. در شرایطی که بازار داخلی با رکود دست و پنجه نرم میکند و مسیرهای صادراتی نیز با محدودیتهای متعدد مواجه هستند، هر ساعت خاموشی هزینهای مستقیم و غیرقابل جبران به بنگاهها تحمیل میکند. گزارشهای تشکلهای صنعتی نشان میدهد که بسیاری از واحدها در هفتههای اخیر ناچار شدهاند شیفتهای کاری خود را حذف یا تولید را به حداقل برسانند؛ تصمیمی که بیش از هر چیز، آینده اشتغال و بقای بنگاهها را تهدید میکند. زمستان امسال، بحران برق همزمان با محدودیت گاز، کمبود نقدینگی و افت تقاضا، تصویر نگرانکنندهای برای بخش صنعت ترسیم کرده است. دولت در حالی ناچار به توزیع محدود انرژی میان بخشهای مختلف شده که صنعت، همواره در اولویتهای آخر قرار گرفته است. در این شرایط بدون تامین پایدار انرژی، نه از رشد تولید خبری خواهد بود و نه از رقابتپذیری بنگاههای تولیدی. قطعی برق در زمستان، بیش از آنکه معضلی فنی باشد، هشداری جدی درباره آینده صنعت ایران است؛ آیندهای که با هزینهای به مراتب سنگینتر خود را تحمیل خواهد کرد. بنگاهها در مرز تعطیلی مهدی بستانچی، رئیس شورای هماهنگی شهرکهای صنعتی کشور با اشاره به تشدید مشکلات زیرساختی واحدهای صنعتی کشور، گفت: در شرایطی قرار گرفتهایم که واحدهای تولیدی از ساعت ۸صبح تا ۱۱:۳۰شب با قطعی برق مواجه هستند. این در حالی است که در سالهای گذشته، حتی در اوج مصرف، چنین فشار ممتدی بر صنعت وارد نمیشد. وقتی مدیریت ملی به درستی عمل نکند، ناترازی انرژی دیگر مقطعی نیست و به بحرانی دائمی تبدیل میشود. آنچه امروز در شهرکهای صنعتی در حال وقوع است، نتیجه مستقیم ضعف مزمن در مدیریت کلان انرژی و اقتصاد کشور است؛ به گونهای که تفاوتی میان تابستان و زمستان وجود ندارد. بستانچی با اشاره به وضعیت شهرکهای صنعتی افزود: گزارشهایی که از شهرکهای صنعتی تهران و شهرستانها به ما میرسد، بسیار نگرانکننده است. برخی شهرکها علاوه بر قطعی برق، با محدودیت یا قطع گاز نیز مواجه شدهاند. این یعنی تولیدکننده نه امکان تولید دارد و نه حتی میتواند برای برنامهریزی حداقلی تصمیم بگیرد. اما مشکل صنعت فقط انرژی نیست. زیرا در کنار قطعی برق و گاز، بازار فروش نیز عملا از کار افتاده است. تولیدکننده نه میتواند تولید کند، نه میتواند بفروشد و نه امکان ارتباط موثر با بازار را دارد. اینترنت اختلال دارد، ارتباطات خارجی قطع شده و زنجیره تامین دچار مشکلات جدی است. نتیجه این وضعیت، توقف تدریجی فعالیت واحدها است. رئیس شورای هماهنگی شهرکهای صنعتی سراسر کشور افزود: امروز بسیاری از واحدهای تولیدی با بحران نقدینگی مواجه هستند؛ پرداخت حقوق کارگران به مشکل خورده، فروش کاهش یافته و سرمایه در گردش عملا قفل شده است. اگر این شرایط ادامه پیدا کند، بدون اغراق باید گفت که بخش قابلتوجهی از واحدهای صنعتی کشور را از دست خواهیم داد. تداوم این وضعیت پیامدهای بسیار نگران کنندهای دارد. تعطیلی واحدهای تولیدی فقط به بیکاری ختم نمیشود؛ بلکه در ادامه، کشور با کمبود برخی کالاها نیز مواجه خواهد شد. شاید امروز این کمبودها در کالاهای اساسی دیده نشود، اما در بسیاری از کالاهای عمومی و صنعتی، نشانههای آن از هم اکنون قابل مشاهده است. وی درباره پیگیریهای صورت گرفته از نهادهای مسوول گفت: تشکلها و فعالان صنعتی بارها این مشکلات را به وزارتخانهها و دستگاههای ذیربط منتقل کردهاند، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی، امکان پیگیری موثر بسیار محدود شده است. بسیاری از موضوعات بهجای آنکه در مسیر کارشناسی بررسی شود، به حوزههای غیرمرتبط کشیده میشود و عملا پاسخ روشنی دریافت نمیکنیم. بنابراین وقتی تولیدکننده احساس کند حتی مطالبهگری هم نتیجهای ندارد، ناچار به تحمل شرایط میشود. وضعیتی که مستقیما به اشتغال، معیشت کارگران و آینده صنعت کشور آسیب میزند. متاسفانه اگر روند فعلی ادامه یابد، فشار بر تولید در ماههای آینده میتواند شدیدتر هم بشود. بستانچی در پایان تاکید کرد: صنعت کشور در شرایطی قرار گرفته که نیازمند تصمیمهای فوری، شفاف و شجاعانه است. بدون حل ریشهای بحران انرژی، بدون بازگشت ثبات به بازار و بدون حمایت واقعی از تولید، نمیتوان انتظار داشت چرخ صنعت بچرخد. ادامه این وضعیت نه تنها تولید، بلکه اعتماد فعالان اقتصادی به آینده را نیز فرسوده خواهد کرد. زمینگیر شدن تولید عباس جبالبارزی، عضو هیات نمایندگان اتاق ایران، نیز با اشاره به شرایط دشوار واحدهای تولیدی کشور گفت: وقتی برق یک واحد صنعتی قطع میشود، در واقع کل چرخه تولید مختل میشود؛ یعنی تولید انجام نمیشود، فروش شکل نمیگیرد، درآمدی ایجاد نمیشود و بنگاه وارد مسیر زیاندهی میشود. اما واقعیت این است که مشکل امروز صنعت فقط «برق» نیست؛ بلکه مجموعهای از بحرانهای همزمان است که تولید را از چند مسیر مختلف زمینگیر کرده است. او افزود: قطع برق به تنهایی سرمایه در گردش بنگاه را مختل میکند، اما وقتی همزمان امکان بازگشت سرمایه وجود ندارد، تامین منابع مالی انجام نمیشود و دسترسی به مواد اولیه نیز با بحران مواجه است، عملا تولیدکننده در بنبستی کامل قرار میگیرد. امروز واردات مواد اولیه به مساله کاملا بحرانی تبدیل شده است. تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی برای تامین مواد اولیه تقریبا به حداقل رسیده و بنگاههای تولیدی عملا در تامین مواد اولیه دچار بحران جدی هستند. او ادامه داد: از سوی دیگر، کاهش تقاضا نیز فشار مضاعفی بر تولید وارد کرده است. پس از جنگ ۱۲روزه، فضای روانی اقتصاد تغییر کرد و بخش خصوصی به شدت آسیب دید. تقاضا در بازار کاهش یافته و بسیاری از بنگاهها با افت شدید سفارش مواجه شدهاند. دولت نیز برخلاف انتظار، نتوانسته از مسیر پروژههای عمرانی یا سیاستهای تحریک تقاضا، به بازار جان تازهای بدهد. معمولا در چنین شرایطی انتظار میرود دولت با فعالسازی پروژههای عمرانی تقاضا ایجاد کند، اما این اتفاق نیفتاده است. عضو هیات نمایندگان اتاق ایران با اشاره به مساله انرژی تصریح کرد: بحران برق و گاز فقط محدود به تابستان نیست. اگر تامین سوخت نیروگاهها با مشکل مواجه شود، کاهش تولید برق امری طبیعی است و این مساله میتواند در زمستان هم اتفاق بیفتد. وقتی گاز نیروگاهها کاهش پیدا میکند، نیروگاه ناچار به کاهش تولید میشود و نتیجه مستقیم آن، قطع برق صنایع است. علاوه بر این، کشور با ناترازی مزمن انرژی مواجه است؛ برآوردها نشان میدهد کمبود تراز برق کشور به حدود ۳۰هزار مگاوات رسیده که عدد بسیار بزرگی است و نشاندهنده بحرانی ساختاری است، نه یک مشکل مقطعی. جبالبارزی با اشاره به راهاندازی «تالار دوم» در بازار ارز گفت: پس از راهاندازی تالار دوم، در عمل هنوز مشکلات تامین مواد اولیه حل نشده و تخفیف یا تسهیل واقعی برای تولیدکننده ایجاد نکرده است. در کنار این مسائل، کمبود نیروی کار ماهر نیز به یک معضل ساختاری تبدیل شده و بخش تولید همزمان با بحران نیروی انسانی، بحران انرژی و بحران مالی مواجه است. جبالبارزی تاکید کرد: تمرکز صرف بر بحران انرژی، تصویر کاملی از وضعیت صنعت ارائه نمیدهد. اگر به گزارشهای «پایش محیط کسب و کار» اتاقهای بازرگانی و گزارشهای پژوهشهای مجلس نگاه کنیم، میبینیم که مشکلات اصلی بنگاهها در همه دورهها تقریبا ثابت است؛ فقط جای آنها تغییر میکند. یک دوره کمبود انرژی در صدر قرار میگیرد، دورهای دیگر تامین مالی، دورهای تامین مواد اولیه و دورهای رکود تقاضا. اما همه این عوامل به صورت همزمان در حال فشار آوردن به تولید هستند. او افزود: امروز بانکها عملا به بنگاههای تولیدی وام نمیدهند، مگر در شرایط خاص و با میانگین حسابهای سنگین. در شرایط رکود، بنگاه نه فروش دارد، نه نقدینگی، اما همزمان باید مالیات بدهد، حق بیمه پرداخت کند و هزینههای ثابت را تامین کند. این تناقض ساختاری است. بنگاهی که درآمد ندارد، چگونه باید مالیات بدهد؟ چگونه باید حقوق پرداخت کند؟ چگونه باید وام بگیرد؟ به گزارش دنیای اقتصاد،عباس جبالبارزی با انتقاد از وضعیت تامین اجتماعی گفت: نظام تامین اجتماعی هم به نقطهای رسیده که هم به بنگاه آسیب میزند و هم خود را دچار بحران کرده است. نسبت بیمهپرداز به مستمری بگیر به شدت کاهش یافته و ساختار فعلی عملا ناپایدار است. فشارهای بیمهای، حسابرسیها و هزینههای تحمیلی، بنگاههای تولیدی را در شرایطی قرار داده که ادامه فعالیت برای بسیاری از آنها صرفه اقتصادی ندارد. عضو هیات نمایندگان اتاق ایران در پایان افزود: صنعت کشور در یک وضعیت چند بحرانی قرار گرفته است؛ بحران انرژی، بحران تامین مواد اولیه، بحران منابع مالی، بحران نیروی انسانی، رکود تقاضا و فشارهای نهادی، همزمانبر تولید فشار وارد میکنند. حل این وضعیت با اقدامات مقطعی ممکن نیست. اگر سیاستگذاریها بهصورت ریشهای اصلاح نشود، اگر نگاه بلندمدت به تولید شکل نگیرد و اگر محیط کسب و کار به ثبات نرسد، ادامه این مسیر به تضعیف تولید، تعطیلی بنگاهها و آسیب جدی به اشتغال و اقتصاد ملی منجر خواهد شد.