• یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ -
  • 31 August 2025

  • یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ -
  • 31 August 2025
گزارش بانک جهانی؛

اثر اقتصادی جنگ‌ها

طبق اعلام بانک جهانی، ویژگی بارز اقتصادهای جنگ زده، مجموعه‌ای از بحران‌های درهم‌تنیده است: ضعف نهادی، شکنندگی شیوه حکمرانی، تکرار درگیری‌های مسلحانه، وابستگی شدید به کالاهای خام و قرار گرفتن در معرض بلایای طبیعی و تغییرات اقلیمی برخی از این ویژگی‌ها هستند...

 اقتصادهایی که در دسته «شرایط شکننده و متاثر از منازعه (Fragile and Conflict-Affected Situation) یا FCS» قرار می‌گیرند، به‌طور فزاینده‌ای در مرکز توجه تحلیل‌های مطالعات توسعه در جهان قرار دارند. این کشورها که بر اساس فهرست سال ۲۰۲۵ بانک جهانی شامل ۳۹ اقتصاد نوظهور و درحال‌توسعه هستند، میزبان بیش از یک‌میلیارد نفر یعنی تقریبا یک‌هشتم جمعیت جهان هستند.
طبق اعلام بانک جهانی، ویژگی بارز این اقتصادها، مجموعه‌ای از بحران‌های درهم‌تنیده است: ضعف نهادی، شکنندگی شیوه حکمرانی، تکرار درگیری‌های مسلحانه، وابستگی شدید به کالاهای خام و قرار گرفتن در معرض بلایای طبیعی و تغییرات اقلیمی برخی از این ویژگی‌ها هستند. مهم‌تر آنکه، مشکلات آنها در سال‌های اخیر نه موقتی و گذرا، بلکه مشکلاتی پایدار بوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد سه‌چهارم این کشورها بیش از یک دهه متوالی در دسته FCS باقی مانده‌اند و برخی حتی بیش از پانزده سال است که این شرایط را تحربه کرده‌اند. اقتصادهای دارای شرایط شکننده و متاثر از منازعه، جایگاهی نامتناسب از منظر فقر و ناامنی غذایی در جهان دارند. این کشورها، درحالی‌که تنها حدود ۱۵درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، تقریبا نیمی از افراد دچار فقر مطلق و نزدیک به ۲۰۰‌میلیون نفر از افراد دچار ناامنی غذایی شدید، در این کشورها زندگی می‌کنند. این تراکم فقر و محرومیت نشان می‌دهد که بدون پیشرفت جدی در کشورهای FCS، اهداف جهانی توسعه پایدار به‌ویژه ریشه‌کنی فقر تا ۲۰۳۰ دست‌نیافتنی است.
 ویژگی‌های کلی FCSها
بررسی ویژگی‌های اقتصادی کشورهای FCS نشان می‌دهد که در این کشورها، در مقایسه با سایر اقتصادهای نوظهور و درحال‌توسعه یا EMDEها، مجموعه‌ای از ضعف‌های مزمن مشاهده می‌شود. رشد سرانه تولید ناخالص داخلی در کشورهای FCS همواره کمتر از EMDEها بوده است. طی دهه ۲۰۰۰، میانگین رشد سرانه آنها حدود ۱.۵ درصد کمتر از EMDE‌ها ثبت شده است. در دهه ۲۰۱۰، اما با افزایش درگیری‌ها، این فاصله بیشتر نیز شد. پس از ۲۰۲۰، رشد سرانه FCS به‌طور متوسط منفی شده است، در حالی‌که حتی اقتصادهای پیشرفته که به‌طور کلی رشد کندتری دارند، رشد مثبت و محدودی را تجربه کرده‌اند. نتیجه این روند آن است که فاصله سرانه تولید این کشورها با سایر کشورها هر سال بیشتر شده و در ۲۰۲۴ به کمتر از یک‌چهارم میانگین EMDEها سقوط کرده است. کشورهای دارای شرایط شکننده و متاثر از منازعه نه‌تنها آهسته رشد می‌کنند، بلکه رشدشان بسیار بی‌ثبات است. وابستگی بالا به کالاهای خام (مانند نفت، گاز، یا محصولات کشاورزی)، ضعف ظرفیت مالی و کسری بودجه عمومی موجب شده هر شوک خارجی یا داخلی - چه تغییر قیمت نفت باشد، چه بحران مالی جهانی، یا حتی یک خشکسالی - اثرات بسیار شدیدی بر اقتصادشان داشته باشد. نوسان در تولید، سرمایه‌گذاری و مصرف خصوصی در این کشورها، بسیار بیشتر از سایر کشورهاست.
اثر ماندگار کرونا
پاندمی کووید-۱۹ نیز ضربه بسیار سنگینی به این کشورها وارد کرد. در سال ۲۰۲۰، اقتصادهای FCS به‌طور متوسط ۶درصد کوچک شدند که بیش از سه‌برابر متوسط سایر نوظهورها بود. در سال‌های بعد هم روند بهبود آنها بسیار کند بود و در فاصله ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ به طور میانگین، کمتر از ۲درصد رشد داشتند؛ در حالی‌که اقتصادهای نوظهور در این مدت، حدود ۵درصد رشد کردند. نتیجه این عقب‌ماندگی آن شد که در پایان۲۰۲۴ زیان تجمعی تولید این کشورها نسبت به روند پیشاپاندمی، حدود ۱۳درصد بود؛ در حالی‌که این زیان در سایر کشورها یک‌سوم این رقم بود. این عملکرد ضعیف نه فقط به خاطر پاندمی بلکه به‌دلیل سرمایه‌گذاری پایین هم بود. به‌دلیل جنگ‌ها و ناامنی نهادی، سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی از این کشورها گریخته‌اند. جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به‌طور مزمن اندک بوده و پس از پاندمی کمتر هم شد. ذخایر سرمایه فیزیکی سرانه در این کشورها، اکنون کمتر از یک‌سوم سطح نوظهورهاست.
تحول ساختاری در این کشورها بسیار محدود بوده است. بخش بزرگی از تولید و اشتغال همچنان در کشاورزی سنتی است؛ بیش از ۲۰درصد تولید و ۴۰ درصد اشتغال مربوط به کشاورزی است، یعنی حدود دو برابر سهم آن در سایر نوظهورها. سهم صنعت و خدمات کوچک‌تر است و این موجب می‌شود بهره‌وری نیروی کار و ظرفیت رشد محدود بماند. حدود سه‌چهارم این کشورها صادرکننده کالاهای خام هستند و به همین دلیل به شدت به نوسانات قیمتی آسیب‌پذیرند. علاوه بر این، ظرفیت مالی دولت‌ها بسیار محدود است. درآمدهای مالیاتی اندک، هزینه‌های استقراض بالا و بدهی‌های رو به افزایش موجب شده دولت‌ها نتوانند در برابر بحران‌ها واکنش موثری نشان دهند. اکنون حدود ۷۰درصد این کشورها در وضعیت بحران بدهی یا در معرض ریسک بالای آن قرار دارند. سرمایه انسانی نیز در این کشورها وضعیت خوبی ندارد. متوسط سال‌های تحصیل در کشورهای دچار شرایط شکننده و متاثر از منازعه کمتر از ۶ سال است، این رقم سه سال کمتر از سایر کشورهای EDME است.
نرخ ثبت‌نام دبیرستان در کشورهای FCS حدود ۵۰درصد است؛ درحالی‌که در بسیاری از کشورهای EDME این نرخ نزدیک به ۱۰۰درصد است. یادگیری هم بسیار ضعیف‌تر است و شکاف با سایر کشورها بیشتر می‌شود. امید به زندگی در این کشورها ۷سال کمتر از سایر نوظهورهاست و مرگ‌ومیر نوزادان بیش از دو برابر است. جنگ‌ها نظام آموزشی و بهداشتی را تخریب کرده و مهاجرت نیروی متخصص را تشدید کرده‌اند. در کنار این، فقر گسترده وجود دارد؛ ۴۰درصد جمعیت با کمتر از ۳دلار در روز زندگی می‌کنند. در ۲۰۲۵، حدود ۴۲۱‌میلیون نفر در این کشورها فقیر مطلق هستند که بیش از مجموع فقیران بقیه جهان است. پیش‌بینی می‌شود تا ۲۰۳۰ نزدیک به ۶۰درصد کل فقیران جهان در همین کشورها زندگی کنند. افزون بر فقر، ۱۸درصد جمعیت (حدود ۲۰۰‌میلیون نفر) با ناامنی غذایی شدید روبه‌رو هستند؛ درحالی‌که این رقم در سایر کشورها تنها یک‌درصد است.
اثر اقتصادی جنگ‌ها
در کنار این ضعف‌های ساختاری، ماهیت و پیامدهای درگیری‌ها ویژگی متمایز FCSها است. تعداد و شدت درگیری‌ها در دو دهه اخیر به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است. تعداد درگیری‌ها و تلفات ناشی از آنها از اوایل دهه ۲۰۰۰ بیش از سه برابر شده و بیشتر این افزایش بعد از ۲۰۱۰ رخ داده است. در سال۲۰۲۴، ۶۱ درگیری با مشارکت حداقل یک دولت در جریان بود. کشورهایی مانند اتیوپی، سودان، اوکراین و فلسطین نمونه‌های بارز اخیر هستند. این درگیری‌ها خسارت‌های اقتصادی سنگینی دارند. تحلیل‌های آماری گزارش نشان می‌دهد درگیری‌های پرشدت معمولا پس از پنج سال باعث افت ۲۰درصدی تولید سرانه نسبت به روند پیش‌بینی‌شده می‌شوند. حتی افزایش اندک در شدت خشونت اثرات بزرگی دارد؛ یک‌درصد افزایش در نرخ تلفات به‌طور متوسط ۳.۷درصد از GDP سرانه را در افق پنج سال کاهش می‌دهد. این درگیری‌ها همه بخش‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند؛ اما صنعت بیشترین آسیب را می‌بیند. ویرانی زیرساخت‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری و خروج نیروی متخصص تولید را به شدت محدود می‌کند.
البته هزینه درگیری‌ها در همه کشورها یکسان نیست. کشورهایی که پیش از بحران حکمرانی بهتر، سرمایه انسانی بالاتر، بازار مالی عمیق‌تر و آمادگی بیشتر برای بلایای اقلیمی داشته‌اند، خسارت کمتری متحمل شده‌اند. این نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در ظرفیت نهادی و اجتماعی پیش از وقوع بحران می‌تواند هزینه‌های بعدی را کاهش دهد. در کنار این تصویر تیره، فرصت‌هایی هم برای FCSها وجود دارد. جمعیت جوان و در حال رشد می‌تواند در آینده به مزیت جمعیتی تبدیل شود. پیش‌بینی می‌شود تا ۲۰۴۰ سهم جمعیت در سن کار به ۶۰درصد برسد و تا ۲۰۵۵ از میانگین سایر نوظهورها بیشتر شود. اگر بتوان برای این جمعیت شغل ایجاد کرد، موتور رشد قدرتمندی در اختیار خواهد بود. بسیاری از این کشورها غنی از منابع طبیعی به‌ویژه مواد معدنی حیاتی برای گذار جهانی به انرژی پاک هستند. اگر بتوانند مدیریت شفاف و پایدار بر این منابع اعمال کنند، می‌توانند از افزایش تقاضای جهانی برای این مواد بهره‌مند شوند. همچنین در کشورهایی که جنگ فروکش کرده، گردشگری می‌تواند منبع مهم اشتغال و تنوع اقتصادی باشد. نمونه‌های موفق گذشته در کامبوج و رواندا نشان داده‌اند که بازسازی پسانزاع می‌تواند رشد سریع ایجاد کند. مطالعات موردی در بوسنی، نپال، سریلانکا و دیگر کشورها هم بر همین نکته تاکید دارند.
راهکارهای سیاستی
گزارش بانک جهانی مجموعه‌ای از اولویت‌های سیاستی را برای کشورهای FCS برمی‌شمارد. پیشگیری از منازعه با ایجاد نظام‌های هشدار زودهنگام، پرداختن به نابرابری‌ها و شکایات اجتماعی و تقویت حکمرانی فراگیر در این کشورها اهمیت اساسی دارد. در دوران جنگ، حفظ خدمات اساسی مانند دسترسی بشردوستانه به آب و برق و بیمارستان‌ها حیاتی است؛ زیرا تخریب آنها هزینه‌های بازسازی را چندبرابر می‌کند. سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی و زیربناها حتی در شرایط شکننده باید ادامه یابد. توانمندسازی بخش خصوصی و ایجاد اشتغال به‌ویژه برای زنان و جوانان نقش کلیدی برای بهبود اقتصادی در این کشورها دارد. نهایتا، حمایت بین‌المللی از این کشورها ضروری است؛ کمک‌های مالی امتیازی، کاهش بدهی، کمک‌های فنی و هماهنگی بهتر میان نهادهای چندجانبه نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت این کشورها دارند.
اقتصادهای شکننده و متاثر از منازعه امروز خط مقدم بحران‌های جهانی فقر، ناامنی غذایی و درگیری‌اند. آنها با رشد پایین، نوسان بالا، سرمایه‌گذاری اندک، ضعف بازار کار و سرمایه انسانی و بدهی‌های سنگین مواجهند. درگیری‌های مکرر خسارت‌های اقتصادی عظیمی را در این کشورها به بار آورده و عبور از مسیر بازسازی را برای آنها دشوار ساخته است. به گزارش دنیای اقتصاد،با این حال، فرصت‌هایی نیز برای این کشورها وجود دارد: جمعیت جوان، منابع طبیعی و گردشگری می‌تواند آینده‌ای بهتر رقم بزند مشروط بر اینکه حکمرانی و ظرفیت نهادی بهبود یابد و جامعه جهانی حمایت بلندمدت و هماهنگ ارائه کند. مسیر توسعه پایدار این کشورها نه تنها برای مردم خودشان بلکه برای کل جهان اهمیت دارد؛ زیرا بدون پیشرفت در این کشورها اهداف جهانی توسعه پایدار محقق نخواهد شد.
لینک کوتاه خبر: https://eghtesadkerman.ir/14746
اخبار مرتبط
نظرات شما