انباشت مطالبات نیروگاهها از وزارت نیرو، عقبافتادن تعمیرات اساسی، فرسودگی تجهیزات، کمبود قطعات یدکی، دشواری تامین سوخت و افزایش شدید هزینههای بهرهبرداری، مجموعه مشکلاتی است که صنعت برق کشور را در شرایطی شکننده قرار داده است...
انباشت مطالبات نیروگاهها از وزارت نیرو، عقبافتادن تعمیرات اساسی، فرسودگی تجهیزات، کمبود قطعات یدکی، دشواری تامین سوخت و افزایش شدید هزینههای بهرهبرداری، مجموعه مشکلاتی است که صنعت برق کشور را در شرایطی شکننده قرار داده است؛ شرایطی که در آن بسیاری از نیروگاهها برای جلوگیری از خاموشی، ناچارند واحدهای قدیمی را فراتر از عمر استاندارد در مدار نگه دارند و تعمیرات حیاتی را به تعویق بیندازند. به گفته فعالان صنعت برق، نیروگاهها هزینه قطعات، نگهداری و دستمزد پرسنل را با قیمت روز تامین میکنند، اما مطالبات آنها گاه با تاخیر ۱۸ماهه از سوی دولت پرداخت میشود؛ وضعیتی که عملا جریان نقدی و گردش سرمایه این صنعت را مختل کرده است. همچنین بر اساس برآورد فعالان، برخی واحدها تا ۴۰درصد فراتر از زمان استاندارد، بدون اورهال به فعالیت ادامه میدهند؛ موضوعی که ریسک خروج اضطراری واحدها و تشدید فرسودگی تجهیزات را افزایش داده است. این در حالی است که محدودیت واردات قطعات تخصصی، خرید تجهیزات از بازارهای غیررسمی، کمبود گاز در زمستان و نبود توجیه اقتصادی برای سرمایهگذاری جدید، بر مشکلات این صنعت افزوده است؛ مجموعه عواملی که صنعت نیروگاهی کشور را بیش از هر زمان دیگری نیازمند اصلاح ساختار اقتصادی برق و رسیدگی فوری به وضعیت نیروگاههای موجود کرده است. انتقال هزینه تعمیرات به آینده حسین آقامحمدی، کارشناس و مشاور نیروگاههای برق، درباره وضعیت نیروگاههای کشور و اثر انباشت مطالبات وزارت نیرو بر تعمیرات و نگهداری واحدهای تولید برق اظهار کرد: مشکل اصلی صنعت برق آن است که نیروگاهها هزینههای خود را بهروز و متناسب با تورم پرداخت میکنند اما درآمد آنها با تاخیر طولانی وصول میشود. در بسیاری موارد، مطالبات نیروگاهها حدود ۱۸ماه بعد پرداخت میشود؛ زمانی که ارزش واقعی پول تا حد زیادی کاهش یافته است. در مقابل، نیروگاه باید هزینه قطعات، تعمیرات، حقوق کارکنان و خدمات پیمانکاران را همان روز بپردازد و همین شکاف، وضعیت مالی واحدها را روزبهروز تضعیف کرده است. به گفته وی، بخش عمده هزینههای نیروگاهی مستقیما به قیمتهای روز بازار وابسته است؛ از قطعات تخصصی مانند اورینگ، یاتاقان، فیلتر، تجهیزات ابزار دقیق و روغنهای صنعتی گرفته تا هزینه حملونقل، پیمانکاران، سرویس خودروها و غذای کارکنان. پیمانکاران نیز به دلیل رشد هزینههای خود، مرتب درخواست تعدیل قیمت دارند. در چنین شرایطی، زمانی که درآمد متناسب با هزینهها افزایش پیدا نکند، مدیران نیروگاه ناچار میشوند بخشی از تعمیرات و برنامههای نگهداری را به تعویق بیندازند تا واحد در مدار باقی بماند. آقامحمدی با اشاره به اثر کمبود نقدینگی بر تعمیرات اساسی نیروگاهها گفت: بسیاری از نیروگاهها امروز اورهال و تعمیرات اساسی را عقب میاندازند، زیرا خروج واحد از مدار به معنای از دست رفتن همان درآمد محدود است. در نیروگاهها بعضا واحدهایی که باید در حدود ۱۰۰هزار ساعت اورهال میشدند، تا ۱۴۰هزار ساعت در مدار باقی ماندهاند. وی افزود: وقتی تعمیرات بهموقع انجام نشود، احتمال خروج اضطراری واحدها بالا میرود. نیروگاهها امروز بیش از آنکه مطابق استانداردهای فنی عمل کنند، تلاش میکنند واحدها را به هر شکل ممکن در مدار نگه دارند تا کمبود برق تشدید نشود. اما تعویق تعمیرات، حل مساله نیست؛ بلکه فقط هزینهها را به آینده منتقل میکند و شدت خرابیها را افزایش میدهد. خرابیهایی که امروز با یک تعمیر محدود قابل کنترل است، ممکن است چند ماه بعد به توقف کامل واحد یا آسیب جدی توربین و تجهیزات اصلی منجر شود. فعالیت مداوم نیروگاههای فرسوده آقامحمدی درباره فرسودگی نیروگاههای حرارتی کشور گفت: بخش مهمی از نیروگاههای گازی کشور سالهاست در مدار قرار دارند و بسیاری از آنها از نظر فنی به مرحله بازسازی اساسی رسیدهاند. عمر طبیعی برخی نیروگاههای گازی حدود ۱۵سال است و پس از آن باید جوانسازی، بازسازی و اورهال اساسی انجام شود تا واحدها بتوانند با راندمان مناسب فعالیت کنند؛ اما محدودیت منابع مالی باعث عقبافتادن بخشی از این برنامهها شده است. درحالیکه نیروگاههای جدید دنیا با راندمان بالا کار میکنند، بخشی از نیروگاههای داخلی به دلیل فرسودگی تجهیزات و تاخیر در بازسازی، راندمان پایینتری دارند و سوخت بیشتری مصرف میکنند. وی درباره تامین قطعات نیروگاهی نیز توضیح داد: بخشی از تجهیزات تخصصی یا در داخل تولید نمیشود یا ظرفیت داخلی پاسخگوی نیاز همه واحدها نیست. بنابراین بخشی از قطعات باید وارد شود، اما تحریمها، مشکلات ارزی و محدودیتهای واردات، تامین آنها را دشوار کرده است. برخی تجهیزات تنها از مسیرهای غیررسمی یا بازارهای واسطهای قابل تهیه هستند؛ موضوعی که هزینهها را بهشدت افزایش میدهد. در مواردی، نیروگاه تنها چند هفته خرید یک قطعه را به تعویق انداخته اما قیمت همان قطعه ظرف کمتر از یک ماه دو برابر شده است. به گفته آقامحمدی، هزینه تعمیرات نیروگاهها نسبت به سال گذشته تقریبا دو برابر شده و تداوم تورم میتواند موج تازهای از افزایش هزینهها ایجاد کند. همزمان، کمیابی برخی قطعات و افزایش تقاضا نیز به رشد بیشتر قیمتها دامن میزند. کاهش انگیزه سرمایهگذاری در نیروگاهسازی آقامحمدی درباره وضعیت سوخت نیروگاهها گفت: در زمستان، بخش عمده گاز کشور صرف گرمایش خانگی میشود و سهم نیروگاهها از گاز طبیعی کاهش مییابد. در نتیجه، نیروگاهها ناچار به استفاده از گازوئیل و مازوت میشوند که هم هزینه بالاتری دارد و هم پیامدهای زیستمحیطی ایجاد میکند. حتی در تابستان نیز به دلیل رشد مصرف برق، محدودیتهایی در تامین گاز مشاهده میشود؛ نشانهای از فشار سنگین بر زیرساخت انرژی کشور. وی با اشاره به رشد مصرف برق اظهار کرد: پایین بودن قیمت برق باعث افزایش غیرمتعارف مصرف در بخش خانگی و تجاری شده است. سهم هزینهبرق در سبد خانوار به اندازهای پایین است که مصرفکنندگان فشار واقعی هزینه انرژی را احساس نمیکنند؛ به همین دلیل مصرف برق در ایران نسبت به بسیاری از کشورهای مشابه منطقه بالاتر است. تا زمانی که ساختار قیمتگذاری اصلاح نشود، توسعه ظرفیتهای جدید نیز با رشد مصرف خنثی خواهد شد. به گفته این کارشناس، ساخت نیروگاه حرارتی در شرایط فعلی برای بخش خصوصی توجیه اقتصادی ندارد؛ زیرا هزینه احداث، تجهیزات، تعمیرات، حقوق پرسنل و توسعه شبکه بالا رفته اما قیمت فروش برق واقعی نیست. صنعت برق در یک چرخه دائمی زیان گرفتار شده و همین امر انگیزه سرمایهگذاری را کاهش داده است. وی همچنین به وضعیت نیروی انسانی اشاره کرد و گفت: صنعت نیروگاهی کاملا تخصصی است و اپراتورها، تکنسینها و نیروهای تعمیراتی باید با دقت بالا کار کنند، زیرا کوچکترین خطا میتواند خسارت سنگینی ایجاد کند. اما فشار تورم و مشکلات معیشتی، بسیاری از نیروهای متخصص را تحت فشار قرار داده است. این مساله الزاما به معنای کمکاری نیست، اما طبیعی است که مشکلات معیشتی بر تمرکز، دقت اپراتوری و کیفیت نگهداری تجهیزات اثر بگذارد. در عین حال، نیروگاهها امکان جایگزینی آسان نیروهای متخصص را ندارند، زیرا بهرهبرداری از واحدها نیازمند تجربه و دانش فنی بالاست. تجدیدپذیرها؛ ضروری اما ناکافی این کارشناس درباره توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و امکان جایگزینی آنها با نیروگاههای حرارتی گفت: حرکت جهان به سمت انرژیهای تجدیدپذیر قطعی است، اما توسعه این بخش به زیرساخت، سرمایهگذاری و تجهیزات گسترده نیاز دارد. در ایران نیز بخش مهمی از تجهیزات نیروگاههای خورشیدی، از پنل و اینورتر تا برخی تجهیزات الکتریکی، وابسته به واردات است و همین موضوع توسعه آنها را با محدودیتهای ارزی و تحریمی مواجه میکند. به گفته وی، نیروگاه خورشیدی برخلاف تصور عمومی صرفا نصب پنل نیست. برای ایفای نقش موثر در تامین برق، توسعه شبکه، تجهیزات کنترلی و سامانههای ذخیرهسازی نیز ضروری است. از آنجا که تولید برق خورشیدی تنها در بخشی از روز در سطح مناسب قرار دارد، استفاده پایدار از آن نیازمند باتریهای ذخیرهسازی است؛ تجهیزاتی که هزینه آنها در برخی موارد تقریبا معادل هزینه احداث خود نیروگاه خورشیدی است. آقامحمدی با اشاره به محدودیت شبکه برق برای توسعه تجدیدپذیرها افزود: در همه نقاط کشور امکان تزریق حجم بالای برق خورشیدی به شبکه وجود ندارد و توسعه بدون برنامه میتواند مشکلات فنی ایجاد کند. نیروگاههای خورشیدی میتوانند بخشی از نیاز برق کشور را تامین کنند، اما بهتنهایی قادر به حل ریشهای ناترازی برق نیستند، زیرا بخش عمده مصرف کشور همچنان به تولید پایدار نیروگاههای حرارتی وابسته است. به گزارش دنیای اقتصاد،به گفته این کارشناس، صنعت برق امروز ناچار است با امکانات محدود، واحدهای قدیمی را در مدار نگه دارد تا پاسخگوی تقاضای فزاینده برق باشد؛ در چنین شرایطی هرگونه تاخیر در تامین قطعات، کمبود سوخت یا عقبافتادن تعمیرات میتواند پایداری شبکه را تحت تاثیر قرار دهد. از نگاه او، اگرچه توسعه تجدیدپذیرها ضرورتی اجتنابناپذیر است، اما بدون حل مشکلات مالی نیروگاههای حرارتی، اصلاح اقتصاد برق، نوسازی تجهیزات و رسیدگی به وضعیت نیروگاههای فرسوده، عبور پایدار از بحران ناترازی برق ممکن نخواهد بود.