اقبال به اقتدارگرایی در میان نخبگان کشورهای جهان سوم بیش از گذشته به چشم میخورد، اما «فایننشالتایمز» در مطلبی به انتقاد از این رویکرد پرداخته است...
بر این اساس درحالیکه طرفداران خودکامگی به موفقیتهای اقتصادی چین یا برخی کشورهای کوچک و کمجمعیت اشاره دارند، آمارها حاکی از آن است که این کشورها بیشتر از یک قاعده، نشانگر یک استثنا هستند. از سوی دیگر، توانایی دموکراسی در عزل مسالمتآمیز سران سیاسی، همچنان نقطه قوت بیرقیب آن به شمار میرود. پیشرفتهای اقتصادی در چین موجب شده تمایل به اقتدارگرایی در سراسر جهان با افزایش مواجه شود. طرفداران این رویکرد کاهش آزادیهای سیاسی را هزینه اجتنابناپذیر رشد اقتصادی میدانند و استدلال میکنند که دموکراسی یک ایده غربی است که بر سایر ملل جهان تحمیل شده است. بااینحال به نظر میرسد چنین استدلالی از هر جهت روند کلی را نادیده میگیرد و به استناد به موارد استثنا اکتفا میکند. صرفنظر از اینکه بسیاری از دموکراسیها در جهان سن کمی دارند، بسیاری از طرفداران اقتدارگرایی به این سوال کلیدی پاسخ نمیدهند که «مشت آهنین» حکومت اقتدارگرا لزوما به کام آنها نخواهد چرخید و در این صورت و در فقدان سازوکار عزل دموکراتیک، چه ابزاری برای دور مان