تصویر ایران در شاخصهای جهانی نوآوری و فناوری در ابتدا پر از رفتوبرگشتهای متناقض است. تحلیل گزارشهای جهانی از اکوسیستم استارتآپی ایران، به نقطه ضعفی در نگهداری از این ظرفیت میرسد...
تصویر ایران در شاخصهای جهانی نوآوری و فناوری در ابتدا پر از رفتوبرگشتهای متناقض است. طبق جدیدترین گزارش WIPO، ایران در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵جایگاه ۷۰جهان را دارد، اما بر اساس گزارش موسسه پژوهشی «استارتآپبلینک» (StartupBlink) در شاخص محیط کسبوکار نوآوران ۲۰۲۶، در رتبه ۱۲۵جدول قرار گرفته است. گزارش WIPO مساله اولیه این گزارش را نشان میدهد. در تحلیل وضعیت ایران، رتبه ۱۰۹در ورودیهای نوآوری در برابر رتبه ۴۶در خروجیها قرار میگیرد. این واگرایی رتبهها حکایت از متوقف شدن ظرفیت و پتانسیل کشور، در حلقههای تجاریسازی و جذابیت نهادی دارد. مشکل هرآنچه که باشد وجود پتانسیل و ظرفیت نیست. تحلیل گزارشهای جهانی از اکوسیستم استارتآپی ایران، به نقطه ضعفی در نگهداری از این ظرفیت میرسد. دادههای معتبر جهانی در سالهای ۲۰۲۵و ۲۰۲۶پیرامون ایران روایت یکسانی دارند. شاخص رقابتپذیری استعدادهای جهانی (GTCI) که با همکاری اینسیاد منتشر میشود، همین الگو را از زاویه نیروی انسانی تایید میکند. ایران در این رتبهبندی جایگاه ۱۰۲از ۱۳۵کشور را دارد؛ اما شکاف درونی این شاخص از رتبه کلی آن گویاتر است. در رکن رشد استعداد، ایران رتبه ۸۳و در نگهداشت استعداد رتبه ۸۵را کسب کرده، هر دو در محدوده میانه جدول. اما در رکن جذب استعداد از بیرون، رتبه ایران ۱۳۵است. شاخصهای موردبررسیقرارگرفته برای درک درست این شکاف، پیش از ورود به جزئیات، باید تصویر کلان رتبهبندیهای اخیر را کنار هم گذاشت. ترکیب این پنج شاخص بینالمللی، موقعیت ایران را در ابعاد تولید دانش، فضای کسبوکار، سرمایه انسانی و آمادگی دیجیتال ترسیم میکند. هر جا متر و معیار مربوط به تولید دانش، علم یا محصول تکنولوژیک است، ایران در میانه یا حتی جلوتر از میانه جدول جهانی میایستد. ولی زمانی که صحبت از محیط نهادی، اتصال بینالمللی یا تبدیل ظرفیت به ارزش اقتصادی میشود، ایران به رتبههای پایین جدول سقوط میکند. گزارش شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵حاوی یکی از مهمترین نکات ساختاری درباره اقتصاد ایران است. بر اساس این گزارش، ایران در بخش ورودیهای نوآوری، که شامل نهادها، سرمایه انسانی و پژوهش، زیرساختها، پیچیدگی بازار و پیچیدگی کسبوکار میشود، رتبه ۱۰۹جهان را کسب کرده است. اما در بخش خروجیهای نوآوری، شامل خروجیهای دانش و فناوری و خروجیهای خلاق، به رتبه ۴۶جهان میرسد. این گزارش در ارزیابی رسمی خود صراحتا ایران را در گروه اقتصادهایی قرار داده که بیش از حد انتظار نسبت به سطح ورودیهایشان خروجی نوآوری خلق میکنند. این تحلیل نشان میدهد بدنه علمی، مهندسان و نیروهای دانشگاهی ایران با اتکا به دانش بومی و تابآوری عملیاتی، کارآیی بالایی در تولید محصول و دانش نوآورانه نشان دادهاند. اما این بهرهوری بالا دقیقا در جایی متوقف میشود که پای ورود به بازار، جذب سرمایه و مقیاسپذیری تجاری به میان میآید. نتایج این مساله به مهاجرت بخشی از فعالان این حوزه منجر میشود. گزارش شاخص محیط کسبوکار نوآوران ۲۰۲۶ (IBEI) که توسط استارتآپبلینک منتشر شده، لایه دوم این واقعیت را آشکار میکند. این گزارش ۱۲۵کشور را بر اساس سهولت شروع، اداره و توسعه یک کسبوکار نوآورانه میسنجد و ایران را در رتبه ۱۲۵قرار داده است. رتبهای که بر اساس دادههای منتشرشده، ایران را در جایگاه سیزدهم خاورمیانه نیز نشان میدهد. همین گزارش نشان میدهد ایران در حوزه خاورمیانه و آفریقا در جایگاه 37 قرار میگیرد. با این حال، بررسی اجزای این شاخص تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد. در دسته عملکردی تحرک و گشودگی جهانی، که دسترسی فرامرزی و جابهجایی بینالمللی را میسنجد، ایران رتبه پنجم خاورمیانه را دارد و در دسته مالیات، رتبه هشتم منطقه را کسب کرده است. در سطح پارامترها، نرخ مالیات بر سود سهام و نرخ مالیات بر عایدی سرمایه در ۲۵درصد برتر شاخص قرار میگیرند. با استناد به گزارش مذکور، ظرفیتهای ذاتی مانند بازار بزرگ مصرفی، هزینه پایین نسبی و مشوقهای گزینشی مالیاتی وجود دارند، اما موانع شدید در سهولت عملیاتی کسبوکار و انزوای بینالمللی اجازه نمیدهند این مزیتهای ساختاری به سرمایهگذاری پایدار و ارزش اقتصادی تبدیل شوند. چارچوب نظارتی ایران، دستکم روی کاغذ، چندان بیگانه با منطق سرمایهگذاری نیست. رضا غیابی، دبیر محتوا و عضو شورای سیاستگذاری اینوتکس، در استیج اینوتکس ۲۰۲۶با اشاره به دادههای گزارش استارتآپبلینک گفت: «باید احساسات و روایتها را کنار بگذاریم و به اعداد و ارقام نگاه کنیم.» او همچنین با اشاره به رشد 54.4درصدی اکوسیستم استارتآپی ایران در این گزارش افزود: «با وجود این رشد رتبه ایران همچنان ۱۰۳باقی مانده است؛ یعنی رشد کردهایم اما از دیگران پیشی نگرفتهایم.» غیابی درباره وضعیت تهران در این رتبهبندی نیز گفت: «تهران ۳۶درصد در فضای کارآفرینی رشد داشته و ۲۰رتبه بالاتر رفته و به رتبه ۳۴۸شهرهای جهان رسیده است، اما این رشد به سایر نقاط کشور تسری پیدا نکرده است.» او این مساله را ناشی از ضعف در قواعد تنظیمگری دانست و توضیح داد: «معنای این اتفاق احتمالا این است که اصول تنظیمگری ما بهگونهای نیست که فضای کارآفرینانه را به یک اتفاق ملی تبدیل کند.» او با مقایسه ایران و عربستان سعودی از نظر ارزش خلقشده در اکوسیستم استارتآپی گفت: «هرچند از نظر رتبهبندی فاصله ایران و عربستان ممکن است یک رتبه باشد، اما از نظر ارزش خلقشده فاصله بسیار معناداری وجود دارد.» غیابی با استناد به همین گزارش افزود: «ارزش خلقشده توسط اکوسیستم استارتآپی ایران طی یک سال ۲۰۷میلیون دلار برآورد شده است. در مقابل ارزش خلقشده توسط اکوسیستم استارتآپی عربستان 41.3میلیارد دلار اعلام شده که حدود ۲۰۰برابر ایران است.» این در حالی است که استارتآپبلینک در گزارش IBEI 2026، عربستان سعودی را بهعنوان «کشور سال» معرفی کرده است. عنوانی که بر مبنای مداخله فعال سیاستی اعطا میشود. عربستان بالاترین امتیاز را در «اهرمهای سیاستی» کسب کرده که بازتاب اقدامات دولت در جذب سرمایهگذاری، توسعه اکوسیستم استارتآپی و برنامهریزی اقتصادی است. در قلب این تحول، چشمانداز ۲۰۳۰قرار دارد: حذف نظام کفالت، مالکیت ۱۰۰درصدی خارجی در بخشهایی چون فناوری اطلاعات و سلامت، ثبت دیجیتال شرکتها با کاهش زمان راهاندازی از چند ماه به چند روز، و مناطق اقتصادی ویژه مانند نئوم با مشوقهای مالیاتی هدفمند. او در بخشی از صحبت خود مساله اصلی اکوسیستم ایران را در مقیاسپذیری آن دانست و تاکید کرد: «ما مساله ساختن استارتآپها را نداریم؛ مساله اصلی ما این است که این کسبوکارها چگونه باید مقیاسپذیر شوند و به بخش جدی و اثرگذاری از اقتصاد تبدیل شوند.» آنچه از کنار هم گذاشتن این شاخصها به دست میآید، تصویری ساده اما پرهزینه است: مساله ایران کمبود دانش، ظرفیت یا نیروی انسانی نیست. رتبه ۴۶در خروجی نوآوری و رتبه اول جذب استعداد در بخش «رشد» نشان میدهد بدنه علمی و فنی کشور همچنان در حال تولید است. آنچه در هر شاخص، از IBEI تا GTCI، تکرار میشود، این است که این ظرفیت درست در نقطهای متوقف میشود که باید به سرمایه، بازار و استعداد بینالمللی متصل شود؛ رتبه ۱۲۵در محیط کسبوکار، رتبه ۱۳۵در جذب استعداد و فاصله ۲۰۰برابری با عربستان در خلق ارزش، همگی یک نقطه ضعف واحد را از زوایای مختلف نشان میدهند. نمونه عربستان سعودی، بهعنوان کشور سال IBEI 2026، گواهی بر این است که این فاصله سرنوشت محتوم یک اقتصاد منطقهای نیست. حذف نظام کفالت، مالکیت تمام و کمال خارجی و سادهسازی فرآیندهای اداری، نمونههایی از مداخله سیاستی هدفمند است که میتواند ظرفیتهای نهفته را در مدت کوتاهی به رشد اقتصادی قابلسنجش تبدیل کند. به گزارش دنیای اقتصاد،آنچه غیابی هم در استیج اینوتکس ۲۰۲۶بر آن تاکید کرد، دقیقا همین نکته است: مساله ایران ساختن استارتآپ نیست، مساله مقیاسپذیر کردن آنهاست. تا زمانی که حلقه گمشده میان تولید دانش و تبدیل آن به بنگاه اقتصادی بازسازی نشود، ایران همچنان در جدولهای جهانی، فاصلهای ثابت میان جایگاه علمی و جایگاه اقتصادی خود خواهد داشت؛ فاصلهای که نه با رشد آمار خام، بلکه تنها با اصلاح ساختاری در محیط کسبوکار قابل جبران است.